یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٤ - اسلام و مقتضیات زمان
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ١٤٣
اصل کلی دارد، و الّا از نظر اسلام حروف لاتین و غیرلاتین، حروف عربی و غیر عربی علی السویه است.
٥٣. اسلام نیامده است که اوضاع جهان انسانی را ثابت نگه دارد و به تمدن بشری شکل تمدن زنبور عسل بدهد. اسلام میگوید: و اللَّه الذی اخرجکم من بطون امهاتکم لا تعلمون شیئاً ... اسلام میگوید: اقرأ باسم ربک ... اسلام به این جهت که تمدن تطور پیدا کرده تا به این مرحله رسیده است اعتراف دارد (کان الناس امة واحدة فبعث اللَّه النبیین مبشرین و منذرین). اسلام پیغمبران را که شرح میدهد به تناسب و اقتضای زمان، هر پیغمبری که آمده است شریعتی کاملتر آورده است [تا] مرحلهای که شریعت و آنچه از راه وحی باید بشر راهنمایی شود به آخر رسیده است و پس از آن از طریق عقل و علم و اجتهاد با توجه به اصول وحی باید پیشروی و تکامل حاصل شود.
٥٤. علت اینکه اجر عاقل و عالم مضاعف است این است که عاقل و عالم، روح و مقصود اسلام را از جاهل و بیخبر بهتر میفهمد.
٥٥. علم در یک فرد گاهی اسیر و مقهور است و مصداق «چه دزدی با چراغ آید گزیدهتر برد کالا» تا چه رسد به آنجا که علم شخصی به صورت وسیلهای در اختیار شخص دیگری که سرتاپا شیادی و جاه طلبی و هوسبازی است قرار گیرد. ما نباید به این امور توجه داشته باشیم؟ و باید همه اینها را به حساب علم و صنعت و تمدن بگذاریم؟
٥٦. درباره حیوان مقتضیات زمان فرق نمیکند، تجدد زندگی وجود ندارد، نوخواهی و نوطلبی وجود ندارد، تنوع و تفنن و ابتکار وجود ندارد، مدپرستی وجود ندارد.
٥٧. یکی از علل انحراف، جهالت و اشتباه است. حیوان از جهالت و اشتباه مصون است چون تحت قیمومت مستقیم طبیعت است. بشر به واسطه جهالت خیال میکند فئودالیسم چون کهنه شده بد است، وقتی که تازه به بازار آمده بود خوب بود. بشر به واسطه جهالت خیال میکند هرچه مقارن با پیشرفت علوم و صنایع پیدا شد