یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٣ - طرح کلی کتاب
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ١٢٢
برخی تاریخی است یعنی مربوط است به شرایط زمان و برخی مافوق تاریخی و مربوط است به طبیعت انسان [١].
٩. بحثی با ژان پل سارتر درباره طبیعت انسان که او منکر طبیعت ثابت انسان است [٢]، نظر ما درباره اینکه انسان در عین اینکه با همه حیوانات و جمادات فرق دارد که خود سازنده نوعیت خویش است (نظر ملاصدرا) در عین حال در یک کادر معین حرکت میکند و با داشتن غرایز اصیل و طبیعی منافات ندارد.
یادداشتها ج١٠ ١٢٢ طرح کلی کتاب ..... ص : ١٢١
است در مداری مشخص، مراحل را باید پشت سر بگذارد ولی از مدار انسانیت خارج نگردد.
دین تعیین کننده مدار انسانیت بلکه خود مدار است نه مرحله، و همه اشتباهات از فرق نگذاشتن میان مدار و مرحله پیدا شده است.
١١. ما در دو جبهه باید نبرد کنیم: جبهه کسانی که برای انسان حتی مدار ثابت هم نمیخواهند قائل شوند (تا حدی اگزیستانسیالیسم چنین است) و جبههای که حتی به مراحل نیز قائل نیست: جامدفکرهای خودمان.
١٢. نقش اجتهاد به عنوان رابط که حقایق ماوراء تاریخی و حقایق مداری را بر وقایع تاریخی و زمانی و مرحلهای تطبیق میکند، و نقش حساس مجتهدین واقعی
١٣. توجه علمای اسلامی به این نقش اساسی اجتهاد، سخن بوعلی در آخر شفا و سخن علامه حلّی در جوهر النضید در این باره و ...
[١] منظور از عوامل تاریخی عواملی است که وابسته به زمان خاص و مرحلهای از تاریخ است، مثلًا صنعت ... و غیر تاریخی آنهاست که مربوط به مرحله خاصی نیست، مربوط به اصل طبیعت انسان است، مانند غرایز اصلی ... [این پاورقی در نسخه اصل، دستخط استاد نیست.][٢] یعنی فاقد شکل از پیش معین شده و طبیعت دارای تعینی است. عقیده ما درباره اینکه خُلق انسان برخلاف خَلقش در این نشئه در حال قابلیت و استعداد است و قلم ترسیم در دست خود انسان است، ولی نه به این معنی که دارای طبیعت ثابتی نیست، بلکه همان خاصیت شکل پذیری معلول وجود عقل و اراده و ترکیب روحی خاص انسان است. [این پاورقی در نسخه اصل، دستخط استاد نیست.]