یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٢ - انقلاب - تحلیلها - تجدیدنظرطلبی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٦١
از نظر علل، معلول تکامل ابزار تولید نمیداند- انقلابهای شوروی، چین، ایران (مشروطیت)
از نظر شیوه، منحصر به تغییر روابط حقوقی نمیشمارد- نهضت شعوبیه، علویین
و از نظر تئوری، برای وجدان اصالت قائل است- دلایل بالا
انقلاب - تحلیلها - تجدیدنظرطلبی
١. تجدیدنظرطلبی از مارکس تا مائو، ص ١٨٣:
یک اختلاف اساسی در فرا یافت مارکس و سن سیمون از انقلاب وجود دارد. برای مارکس، انقلاب بیش از هرچیز یک ضرورت اجتماعی- اقتصادی است که ناشی از قطبی شدن ماهیت و شکل جامعه مدنی، نیروهای مولّد و روابط اجتماعی میباشد. تغییر کمّی این نیروها، تغییر کیفی آن روابط را ایجاب و عملی میسازد و این یک انقلاب حقیقی در شکل جامعه مدنی است. این فرا یافت انقلاب، ماهیتاً هگلی است. ضرورت انقلابهای سیاسی، نتیجهای از این انقلاب اجتماعی است ...
در نزد سن سیمون، انقلاب ذاتاً سیاسی است و در آن یک طبقه، طبقه دیگر را از حکومت سرنگون میسازد و خود جانشین آن میشود، خواه این تغییر همراه با یک ضرورت اقتصادی و اجتماعی باشد یا نه. تحول اقتصادی- اجتماعی و انقلابهای اجتماعی دو فراگرد جداگانه است که باید جداگانه بررسی کرد، حتی اگر به یکدیگر پیوسته باشند، زیرا دو شکل ماهیتاً متفاوت فعالیت اجتماعی است، یعنی کار و تولید و صنعت از یک سو، و جنگ و غلبه و زور از سوی دیگر. منشأ نهادهای فئودال در فرانسه یک تغییر اقتصادی نیست بلکه غلبه فرانگیها بر گلواهاست.