یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧٦ - استفاده از تاریخ از نظر قرآن - بابلسر ٨/ ٢/ ٥٤
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٥٧٥
برخی علم را، ولی البته آن را هم به عنوان یک قدرت و یک شاخ زور نه یک چیز دیگر. در زمان ما جز درباره زور و زر درباره هیچ عاملی دیگر حساب نمیشود، حتی علم وسیلهای است برای تحصیل زور و کسب زر.
ولی اینجا مکتب دیگر هم هست و آن مکتب چون اساس کار عالم را بر حق و عدل میداند حق و عدل را دارای نیرو میداند، محبت و نیکی را دارای نیرو میداند، برای انسانیت و ملاکهای انسانی یعنی برای ایمان، تقوا، صداقت، عدالت، امانت نقشی در تحولات تاریخی قائل است. آیه «ان اللَّه لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بأنفسهم» اولًا میرساند که تاریخ سنت است نه یک سلسله حوادث خود به خودی و بیارتباط به ماقبل و مابعد و مصاحب خود، ثانیاً برای انسان نقش موثر قائل است نه اینکه انسان را خسی بر روی سیلی خروشان بداند، و ثالثاً در زندگی انسان عوامل انسانی را مؤثر و فوق العاده مؤثر میشناسد.
اگر تاریخ را حوادث تصادفی بدانیم و تصوری کودکانه داشته باشیم، اساساً تاریخ برای ما علم نیست تا درسی آموزیم؛ و اگر سنت بدانیم ولی انسان را محکوم و مجبور بدانیم، تاریخ میتواند یک علم باشد ولی علم نظری خارج از حوزه اختیار ما، مثل این است که درباره کهکشانها اطلاعاتی به دست آوریم؛ و اگر انسان را مؤثر و مختار بدانیم ولی عوامل تعیین کننده را صرفاً زر و زور و حداکثر علم بدانیم، تاریخ برای ما علم است، علم عملی هم هست، ولی بسیار درس بدی میآموزیم و خطرناک مثل درسهایی که آقا محمد خان از نادر میآموخت (مثلًا)؛ ولی اگر قائل به سنت باشیم و قائل به اختیار انسان باشیم و برای مفاهیم و امور انسانی نیز نقشی حاکم و مؤثر قائل باشیم، آنوقت است که تاریخ برای ما علم است و آموزنده است و آموزنده مفیدی خواهد بود، ما باید تاریخ را بیاموزیم زیرا درسهای مفید به ما میدهد.
تعلیم قرآن در زمینه تاریخ اولًا بر اساس سنت و قانون [و] قهراً