یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤٣ - فلسفه تاریخ در قرآن - عهدها و دوره ها
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٥٤٢
ی. قرآن به کار اولیاء اللَّه یعنی جند اللَّه جنبه روبنایی نمیدهد، یعنی اینچنین نیست که اینها صرفاً برای اینکه مستضعفین، مستعبدین، محرومان، مظلومان بودند، به گروه انبیا پیوستند. بلی، قرآن مستضعفین یعنی نجات مستضعفین را هدف انبیا و جند اللَّه معرفی میکند، نه اینکه انبیا و جنود آنها را برخاسته از مستضعفین بداند، و قرآن هرگز جند اللَّه را به عنوان اینکه به حقوق خود برسند برنینگیخته است، بلکه به عنوان حمایت حق برانگیخته است.
منطق قرآن در مورد مخالفان پیامبران میشود گفت چنین است که جنبه روبنایی دارد. مقصود این است که آن مخالفتها ریشه فکری و مسلکی ندارد، ریشه نفع پرستی و طبقاتی دارد، یا لااقل سلسله جنبان این مخالفتها گروهی هستند که منافع خود را در خطر میبینند و آن گروه را قرآن به نامهای «ملأ»، «مترفین»، «مستکبرین»، «عالین» یاد میکند. از نظر قرآن که قائل به فطرت دینی هست، باید یک امر طبیعی دیگر باشد که در برابر فطرت ایستادگی کند و آن حس منفعت پرستی است.
یا. نبرد انبیا، هم با گروه اختلاف اول یعنی گروه استثمار و ظلم و استعباد بوده است (نظیر جنگ ابراهیم با نمرود، موسی با فرعون، رسول اکرم با بازرگانان قریش) و هم با گروه تفرق یعنی اولیاء ادیان که به خاطر منافع و هوا و هوس خود، دین را مایه کسب امتیازات مادی قرار دادند.
یب. آیا از قرآن میتوان استنباط کرد که دو جبههای که انبیا در برابر خود داشتند (جبهه اهل اختلاف و جبهه اهل تفرق) با یکدیگر متحد بودهاند و تفرق صرفاً برای استثمار و استعباد بوده است یا نه، علل دیگر داشته است؟ به عبارت دیگر آیا سه گروهی که به عقیده مارکسیستها همیشه [قوه] حاکمه را تشکیل میدادهاند (سیاستمداران، ثروتمندان، روحانیین) همیشه در یک جبهه بودهاند یا نه؟
یج. آیا از قرآن، تکامل تعلیمات در دعوت انبیا استفاده میشود