یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣٤ - قرآن و بینش دیالکتیکی تاریخ
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٥٣٣
نفی است و مرحله وحدت ضدین و تکامل آنهاست منتهی میگردد.
گاهی برای توجیه این عمومیت- که البته قابل اثبات نیست- به این بیان متمسک میشوند که حرکت یعنی تغییر و تغییر یعنی اینکه حالت ثانوی عدم حالت قبلی است، و این است معنی انتقال از ضد به ضد.
اما اولًا در اینجا عدم نقیض و بدیل با عدم غیر بدیل- که مناقض نیست تا چه رسد به مضاد- اشتباه شده است. ثانیاً سخن در صِرف حالت تناقض و تضاد و غیر قابل جمع بودن نیست، سخن در تضاد به معنی جنگ و کشمکش و مبارزه و درگیری است که جز با جمع بودن قابل فرض نیست. شک نیست که در حرکت، وجود یک حالت با عدم آن حالت در لحظه بعد، جنگ ندارند.
ح. تبدل مراحل و ادوار تاریخ و به تعبیر [دیگر] تبدل صور نوعیه تاریخ به یکدیگر همواره به صورت جهش و انقلاب است نه به صورت آرام و تدریجی.
ط. عوامل متضاد تاریخ از آن جهت که [مربوط به] انسان یعنی موجود آگاه است، قهراً تضاد [آنها] به صورت مبارزه عوامل آگاه است، یعنی شعور و آگاهی به نوبه خود نقشی در مبارزه دارد، همچنین درجه شعور، هرچند شعور و وجدان تابع جبری شرایط اجتماعی و اقتصادی است.
ی. جهاد گروه محروم از آن جهت که در مسیر احقاق حقوق غصب شده است و دفاع از حق است، و از آن جهت که در جهت تکامل اجتماع است یعنی جنگ نو برای مبارزه با کهنه و برقرار ساختن هویتی عالیتر برای زندگی است، مشروع است. پس جهاد دیالکتیکی، هم ماهیت تدافعی دارد و هم ماهیت تهاجمی مشروع.