یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧٦ - جامعه و تاریخ
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٤٧٥
تلقین تحت تأثیر محرکات معنوی (در عین اینکه اصیل نیستند) واقع میشود و آن محرکات معنوی، محرکات مادی را تحت تأثیر قرار میدهند (از قبیل تأثیر روبنا در زیربنا)، جامعه نیز هویت مادی [دارد] و محرک اصیل اقتصاد است و سایر محرکات تبعی و طفیلی و غیر اصیل هستند و تأثیرشان از قبیل تأثیر روبنا در زیربناست.
وجود دیالکتیکی تاریخ
٢٢. ص ١٧٣: ماتریالیسم تاریخی یعنی تاریخ وجود دیالکتیکی دارد، یعنی هویت تاریخ که مادی است جریان دیالکتیکی دارد. طبق اصل تضاد دیالکتیکی، هر موجود جبراً نفی خود و انکار خود را و سپس ترکیب با نفی خود را بالضروره دارد.
جنگ، مادر اشیاء است. در تاریخ هم جنگ، مادر همه چیز است:
جنگ ابزار تولید و روابط تولید و جنگ قوای کهنه و طبقه کهنه جامعه با قوای نو و طبقه نو.
پس این دو مسئله درباره تاریخ بسیار مهم است که آیا تاریخ ماهیت مادی دارد (ماتریالیسم تاریخی) و آیا وجود دیالکتیکی دارد و اصل حاکم بر جریان تاریخ اصل تضاد و تأثیر متقابل است؟ و آیا جامعه پس از یک سلسله تغییرهای کمّی، جهش پیدا میکند و تغییر نوعیت میدهد و قهراً قوانین دیگری (اجتماعی، اخلاقی، سیاسی، اقتصادی) بر آن حاکم میشود و قوانین «باید» ی و هدایت جداگانهای پیدا میکند یا نه؟ طرفداران ماتریالیسم دیالکتیک تاریخی- ولو در زیر پوشش اسلام- چنین تفسیر میکنند، ولی ما طبق اصل فطرت و اصل واقعیت جامعه و اصل اینکه جامعه انسانی غایت واحد بالقوهای دارد و در نهایت امر از آن باز داشته نمیشود و به آن خواهد رسید، نه ماهیت جامعه را مادی میدانیم و نه وجود جامعه را دیالکتیکی میدانیم و نه قائل به تغییر نوعیت جامعه هستیم.
البته مسئله غایت داشتن جامعه انسانی و انسانیت اجتماعی با مسئله وحدت نوعی جامعه انسانی- که تحولات، تحولات نوعی و ماهوی نیست- بستگی دارد. بنا بر غایت نداشتن، تصور تغییر