یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧٣ - جامعه و تاریخ
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٤٧٢
به منزله ماهیتهای مختلف، حیاتهای مختلف تلقی شود، بلکه به منزله قوای متضاد تلقی شود آنچنان که فرد از نظر بدنی و نفسی و از نظر روحی و عقلی دو وجهه متضاد دارد.
ماهیت جامعه
٢٠. در آخرین سطر ص ١٦٢ این مسئله را طرح کردهایم که چه لزومی دارد همه جامعهها را دارای یک ماهیت، یک روح و یک نوع حیات بدانیم، مگر نه این است که ماهیت تمدنها مختلف است و روح آنها مختلف است؟ در کتاب از کجا آغاز کنیم؟ ص ٤٢ میگوید:
تیپ فرهنگی یونان فلسفی است، رم تیپ فرهنگی هنری و نظامی دارد، تیپ فرهنگی چین صوفیانه است (فرهنگ تاریخش) [١]، هند تیپ فرهنگی روحانی دارد و تیپ فرهنگی ما مذهبی و اسلامی است (روح تمدن اروپا علمی و تجربی است) [٢].
اقبال تحت عنوان «روح فرهنگ اسلامی» یک سخنرانی دارد که در کتاب احیای فکر دینی چاپ شده است.
ما در کلیات علوم اسلامی- کلیات منطق گفتهایم اصالت یک فرهنگ و تمدن به این است که روحش با روح تمدنهای ماقبل خودش فرق داشته باشد و لااقل اختلاف روحی دلیل بر اصالت است.
در ص ١٦٤ اشکال کردهایم که پس همانطور که بر مارکسیستها ایراد گرفته شده که قالبی و بخشنامه وار و دگماتیستی احکام خود را درباره جامعهها صادر میکنند، در مورد اسلام هم ممکن است ایراد شود که همه جوامع را به یک چشم میبیند و سنت جامعهای را بر جامعه دیگر حاکم و جاری میداند (و این بحث نتیجه عملی اساسی بحث درباره ماهیت جامعههاست).
[١]. [عبارت داخل پرانتز از استاد شهید است.][٢]. [عبارت داخل پرانتز از استاد شهید است.]