یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣ - جمهوری اسلامی - انتقادها، مصطفی رحیمی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٤٢
ضوابط حق چون و چرا نیست. این امر چنان بدیهی است که وقتی کمونیستها خواستند فقط اصطلاح دموکراسی را از تابوتی که خود ساخته بودند بیرون آورند، به خود اجازه ندادند که عبارت دموکراسی کمونیستی را به کار برند، بلکه عبارت دموکراسی تودهای را علم کردند که باز هم همان عیب را دارد.
این ایراد نیز ناشی از این است که حق حاکمیت ملی را مساوی با نداشتن مسلک و ایدئولوژی و عدم التزام به یک سلسله اصول فکری درباره جهان و اصول عملی درباره زندگی دانستهاند، که اگر کسی به حزبی، به مسلکی، به مرامی، به دینی ملتزم و متعهد شد و خواهان اجرای آن شد، آزاد نیست، دموکرات نیست، پس اگر کشورْ اسلامی شد یعنی مردم مؤمن و معتقد به اصول اسلامی هستند و اصول اسلامی را بیچون و چرا میدانند، و اگر اصول اسلامی یا هر اصول دیگری را بیچون و چرا دانستند دموکراسی به خطر افتاده است.
از اینها باید پرسید آیا اعتقاد به یک سلسله اصول علمی یا منطقی یا فلسفی و بیچون و چرا دانستن آن اصول برخلاف اصول دموکراسی است یا آنچه برخلاف اصول دموکراسی است این است که آدمی به اصولی اعتقاد نداشته باشد و آنها را قابل چون و چرا بداند ولی به دیگری اجازه چون و چرا ندهد.
برای اکثریت قاطع ملت ایران ایمان و اعتقاد راسخ به اصول اسلام و بیچون و چرا دانستن اصول اسلامی نه گناه است و نه عیب.
آنچه میتواند گناه و عیب باشد این است که به اقلیت بیاعتقاد اجازه چون و چرا ندهد، که میدهد و داده است و دلیلش همین مقاله است که در «آیندگان» چاپ شده و صدها مقاله دیگر از همین اقلیت.
برای کمونیستها کمونیست بودن، بی چون و چرا دانستن اصول کمونیستی برخلاف اصول دموکراسی نیست، آنچه برخلاف اصول دموکراسی است ممانعت از چون وچرای دیگران و اظهار عقیده و از تفکر و از معاشرت با غیر کمونیستها و دیوار آهنین کشیدن به دور