یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨٠ - مفهوم تکامل در تاریخ - تعریف، هدف و مقصد
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٣٧٩
انتخاب و در بروز دادن استعدادهایش از بین برده است. پس انسان در ابعاد انسانیاش یعنی استقلال و اراده و ارزشهای اخلاقی به تکامل یعنی استقلال و آزادی نرسیده است. این مطلب بسیار جالب و قابل تعقیب است. در صفحه ٣٨٢ خواهد آمد که برخی پیشرفت و تکامل را از جنبه معنوی در احساس مسئولیت و در تعاون [و] احساس همدردی و اخوت میدانند. این خود جنبه دیگر از تکامل انسانی است که باید مورد توجه قرار گیرد. (رجوع شود به صفحه ٣٨٥ و ٣٨٧)
پیچیده شدن روابط
بعضی گفتهاند تکامل عبارت است از پیچیدهتر شدن روابط.
مثلًا در ابزارهای صنعتی، صنایع اولیه غالباً ارتباط دو جزء ساده مثلًا چوب و آهن (بیل) بود و صنعت تکامل یافته هزاران عضو و جزء یافته است و حتی در جانداران نیز تکامل آنها به ارگانیسم و تنوع ابزارهای حیاتی و تقسیم کارها و تکثیر پستها و مسئولیتها در طبیعت است و در اجتماع نیز تکامل جامعهها چنین است. جامعه صنعتی امروز، چه در علوم و چه در فنون و چه در مشاغل کسبی به سوی تخصص و تقسیم و تجزیه بیشتر میرود.
اینها نیز شرایط تکامل است نه خود تکامل. خود تکامل همان اشتداد وجود جوهری است یا به عبارت بهتر پیچیدهتر شدن ابزارهای زندگی است، توسعه در ارگانیسم است و بعلاوه از همه جهت دلیل بر تکامل هم نیست، تکامل در ابعاد خاص است نه در همه ابعاد، به عبارت دیگر تکامل در انسانیت نیست. نه تکامل ابزار، تکامل انسانیت است و نه تکامل روابط پیچیده انسانها.
٤. همچنان که در پاورقیهای جلد ٤ اصول فلسفه گفتهایم هربارت اسپنسر بدون آنکه در ماهیت تکامل بحثی کرده باشد، اصول تکامل را بیان کرده است که عبارت است از تراکم (گرد آمدن سلولها)، تنوع یعنی اختلاف و عدم تجانس، چنان که در جنین مشهود است، سوم انتظام که نوعی وحدت در کثرت و یا هماهنگی میان ارگانهاست.