یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٨ - تکامل
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٣٢٧
داروین تنوعات را جز جمع صور فردی در اطراف صور اولیه نمیداند و به عبارت دیگر جز تراکم آثاری که با علل فاعلیه جمع شدهاند و در طول زمان هی بدون هدف جمع شدهاند و به اعقاب منتقل شدهاند چیزی نمیداند، در صورتی که این مقدار کافی برای حصول پیشروی در تنوع و انتقال از نوعی به نوعی و پیدایش اعضای عجیب و پیدایش صور نوعیه کاملتر نیست. تنوع جز با غائیت میسر نیست. (رجوع شود به فصل دوم بنیاد انواع)
٢٦. در نظریه لامارک علت تکامل این بود که در اثر تأثیر محیط و کارهای مختلف و احتیاجهای مختلف، در فرد صفاتی پیدا میشد که به حکم قانون وراثت به اعقاب منتقل میشد و در نظریه داروین صفات فردی تصادفی در اثر تنازع بقا تمکن و رسوخ پیدا میکند و بعد به وراثت منتقل میشود. در حقیقت هر دو نفر احتیاج را مؤثر میدانند ولی در سبب تمکن و رسوخ اختلاف دارند. به عقیده لامارک وضع مخصوص محیط، ایجاب فعالیت مخصوص مینماید ولی داروین چون این اختلاف را در محیطهای واحد هم دیده اثر محیط را چندان اهمیت نداده و موجب کار و تمکن و رسوخ ندانسته، عامل تنازع بقا و ضیق معیشت را موجب توجه جانور به کار معین دانسته است. داروین برای علت تنازع و جنگ مثالهایی از مالتوس اقتباس کرده (فرضیههای تکامل ص ٤٣ ...). به هرحال مفهوم بقاء اصلح در نظریه لامارک، اصلح برای سازش با محیط است و اصلح در نظریه داروین اصلح برای مبارزه با عوامل طبیعت مرده و عوامل طبیعت زنده است. در نظر داروین انتخاب طبیعی همیشه مشغول عمل است ولی او باید چنین بگوید که موجود زنده صفاتی را که زیانآور است طرد میکند و صفاتی را که مفید است باقی میگذارد (نه اینکه به وجود میآورد) و حال آنکه آنچه در سیر تکاملی موجودات و تنوع آنها مشاهده میشود نه تنها این است که صفات مفید را باقی میگذارد، بلکه تدریجاً قوه انتخاب کننده صفات مفید به وجود میآورد و بعلاوه داروین بیان نمیکند که چرا صفات مضر را