یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥ - جمهوری اسلامی - رادیو تلویزیون پاسخ سؤال سوم ( ماهیت انقلاب ایران )
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٢٤
جلوگیری از سرپیچی عمل به قانون میداند همچنان که برای وجدان اصالت و فطرت قائل است.
تا اینجا سخن درباره دو تئوری در مورد انقلابها بود که طبق یکی ماهیت همه انقلابها یکی است و همه طبقاتی استگو اینکه شکلها مختلف است؛ دگرگونی در ابزار تولید و روابط تولیدی است که منجر به دو قطبی شدن جامعه میشود و دو قطبی شدن جامعه است که منجر به انقلاب میشود، و نظریه دیگر مدعی است که ماهیت انقلابها متفاوت است.
اکنون وارد ماهیت انقلاب ایران بشویم که در ضمن تأییدی برای یک تئوری و دلیل برتری آن بر تئوری دیگر است.
طبق تئوری دوم ممکن است انقلابی صورت گیرد بدون آنکه پیشرفت عوامل تولید نقشی داشته باشد یا از راه اینکه پیشرفتی در عوامل تولید رخ نداده و یا فرضاً رخ داده تأثیری ندارد و همچنین تضاد طبقاتی و دو قطبی شدن جامعه و به تعبیر امیرالمؤمنین «کظّة ظالم» و «سغب مظلوم» رخ نداده و یا اگر رخ داده دو قطبی شدن نقش نداشته و یا اگر هم نقش داشته، دو قطبی شدن نقش داشته ولی ایفاکننده نقش، قطب محروم نبوده است چنان که در انقلابی که منجر به خلافت علی شد آن که نقش داشت محرومان نبودند، خود علی از آن جهت نقش به عهده گرفت که جامعه به ظالم و مظلوم و مرفه و محروم تقسیم شده بود بدون آنکه خود او در طبقه محرومین باشد.
زهد و ساده زیستی علی ریشه انسانی داشت نه اقتصادی و طبقاتی.
طبق این تئوری این امکان هست که انقلابی اجتماعی صورت گیرد در حالی که عامل انحصاری یا عامل پیشتاز، محرومان و مستضعفان نیستند، بلکه همه عوامل اجتماعی، طبقات، گروهها و اصناف به میدان کشیده شوند.
طبق این تئوری غایت و هدف ممکن است رفاهی و برای تأمین معیشت نباشد، بلکه مسلکی باشد و حتی طبقات محروم ابا داشته باشند از اینکه تظاهرات و اعتصابات خود را برای رسیدن به رفاه