یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٥ - امر به معروف و نهی از منکر
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٢٤٤
سقاخانه و یا آنکه افرادی ماجراجو آن را وسیله پیشرفت شخص خودشان قرار میدادند و عدهای ساده لوح را جلو میانداختند که بر مخرّب شریعت لعنت! داستان آتش زدن مردی جلو مدرسه ملامحمد باقر.
٢١. مسئله تحصیل قدرت در [علم] اصول
٢٢. آیا این کار وظیفه دولت است یا وظیفه ملت، و آیا ملت باید دولت را وادار کند یا آنکه خودش مستقیماً تصمیم بگیرد؟
٢٣. ما عادت به تفکر اجتماعی را که در آیه آخر آل عمران دارد، از دست دادهایم و فردی فکر میکنیم.
٢٤. مثلًا در موضوع شراب- که بهتر است آن را سم مهلک بنامیم- چرا توفیق حاصل نمیکنیم؟ اما اینکه با این همه ضرر- که هیچ اجباری هم نیست- سایر ملتها نمیتوانند، به دلیل این است که قدرت مذهب پشت سرشان نیست و اما علت عدم توفیق ما این است که نقشه نداریم، هر وقتی یک عدهای از روی حسن نیت و عدهای روی سوء نیت برای هو کردن دولتی- خصوصاً اگر ظاهرالصلاح باشد و تظاهر به دین کند- جنجال میکنند که لایحه منع منکرات چه شد؟ فکر نمیکنند که عاقلانه فکر کنیم و عذر دولت را در کسری بودجه رفع کنیم و فکر یک عده مردمی که بیکار میشوند قبلًا بکنیم که بحرانی ایجاد نشود.
٢٥. امر به معروف و نهی از منکر نباید جنبه صنفی داشته باشد و بخواهد صنفی را جلو و صنف دیگر را عقب ببرد و وسیله اغراض واقع شود. به قول یکی از فرنگیها: ای آزادی، به نام تو چه جنایتها که نشد! و ما باید بگوییم کهای دین وای نهی از منکر، چه جنایتها که به نام تو نشد!
٢٦. غزالی از آیه «باید امتی از شما دعوت به خیر ...» بر طبق معمول استفاده وجوب کفایی میکند ولی روی زمینه اینکه همه مردم علی السویهاند نظیر کفن و دفن میت و امثال اینها، و هیچ بحث نمیکند در اطراف اینکه صلاحیت علمی و قوه اجرایی و تشکیلات اجتماعی