یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٩ - زمان و مقتضیات آن
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ١٦٨
صنعتی، تاریخی و سرگذشتی دارد. تاریخ یعنی سرگذشت بشریت و آنچه بر سر بشریت آمده است و گذشته است. هر فردی و هر قومی سرگذشتی دارد، بشریت نیز سرگذشتی دارد. تاریخ آثاری دارد که باقی میماند. همه این شهرها و آبادیها و ویرانیها آثار تاریخی یعنی نتایج سرگذشت بشر است. پس تاریخ یعنی سرگذشت و داستان و حکایت بشر.
عامل تاریخ چیست؟ انسان. حوادث و آثار را انسان به وجود آورده است نه چیز دیگر. چیزی که هست هر حادثه و هر اثری مظهر یک صفت از صفات انسان [است.] یک حادثه یا یک اثر مظهر جاه طلبی است مثل حمله اسکندر، یکی مظهر شهوترانی است، یکی مظهر کاوشگری و حقیقت جویی است مثل کتب و تحقیقات علمی و فلسفی، یکی مظهر ذوق و جمال دوستی است، یکی مظهر حس اخلاقی و یکی مظهر حس پرستش و عبادت است، یکی مظهر عدل و عدالتخواهی بشر است و یکی مظهر ظلم و تجاوز و افزون طلبی بشر.
به هرحال عامل و خالق و آفریننده تاریخ، خود بشر، مجموع قوا و نیروها و تمایلات و غرایز بشر است. و اما اینکه این مظاهر همه یک ریشه دارند و محرک اصلی تاریخ چیست، آیا اقتصاد است یا امر جنسی یا چیزهای دیگر، بعد بحث خواهد شد.
چگونه تاریخ به وجود میآید؟ تاریخ روی یک جریان علّی و معلولی منظمی است. حوادث یکدیگر را به دنبال هم میکشند. تاریخ تابع یک سلسله نوامیس است. چیزی که هست در شناختن علت اصلی و محرک اصلی تاریخ، اختلاف است. بعضی محرک اصلی تغییرات تاریخی را یک چیز میدانند و آن عوامل اقتصادی است، سایر عوامل را تبعی و مظهر و روبنا میدانند. اما حقیقت این است که عوامل دیگر، مقامی و برتری جویی، علمی، اخلاقی، مذهبی و حتی جنسی نیز در حرکت دادن چرخهای سنگین و عظیم تاریخ مؤثر میباشند. جبر تاریخ عبارت است از پیدایش تخلف ناپذیر برخی حوادث به دنبال برخی حوادث دیگر (رجوع شود به ورقه فلسفه