روضة الشهداء - کاشفی، ملا حسین - الصفحة ١٤٩ - باب سوم در رحلت حضرت سيّد المرسلين عليه أفضل صلوات المصلّين
عالم انتقال نمود فاطمۀ زهرا بنياد ندبه و زارى كرد و گفت يا أبتاه! اى پدر بزرگوار «اجاب ربّا دعاه» اجابت كرد پروردگارى را كه او را به حضرت خود خواند يا أبتاه! اى پدر مهربان «من جنة الفردوس مأواه» آن كس كه جنت مأوى قرارگاه اوست يا أبتاه اى پدر عزيز «الى جبرئيل ننعاه» خبر تعزيت او به جبرئيل گويم و اجر صبر بر مصيبت او از ملك جليل جويم و گويند بعد از پيغمبر كسى هرگز فاطمه را خندان نديد تا وقتى كه وفات فرمود بلكه شب و روز گريان بود و دمى از گريه و زارى نمىآسود.
كار اوفتاد بىتو مرا با گريستن
عيب است در غم تو مرا ناگريستن
شب تا به روز كار من و روز تا به شب
ناليدن است در غم تو يا گريستن
و ذكر مراثى كه فاطمه زهرا و بعضى از ازواج طاهرات و جمعى از صحابه كبار در تعزيت آن حضرت گفتهاند زياده ازين اوراق مجالى ميطلبيد و مضمون آن همه دريغ و افسوس و حسرت و سوز و ناله و اندوه و حيرتست.
شعله آتش هجران تو جان ميسوزد
وز فراق تو دل پير و جوان ميسوزد
اين چه در دست كزو خون جگر ميريزد
وين چه سوزست كزو جان جهان ميسوزد
شرح اين غم چه نويسم كه قلم ميشكند
وصف اين حال چه گويم كه زبان ميسوزد
و يكى از اكابر صحابه فرمود كه هر چشمى كه بر حضرت رسالت (صلى اللّه عليه و آله) بگريد آتش دوزخ نبيند و اين مخصوص به اهل زمان آن حضرت نبوده بلكه جميع امّت تا قيام قيامت چون از فوت آن حضرت متأثّر و متحيّر شوند و از درد فراق وى بگريند درين حكم داخلند زيرا كه فوت آن حضرت (صلى اللّه عليه و آله) مصيبت همه امّتان است و همه را در آن مصيبت گريه كردن امر لازم باشد و اندوهناك بودن حكم متحتّم بلكه جنّ و ملك و زمين و فلك و ثابت و سيّار و جبال و احجار و نبات و اشجار و وحوش و هوام و سباع و سوام و مرغان هوا و ماهيان دريا، همه درين تعزيت مشارك و مساهمند و از گريه و ناله محزون و متألّم.
اى ز هجرانت زمين و آسمان بگريسته
سينه و دل خون شده روح و روان بگريسته