روضة الشهداء - کاشفی، ملا حسین - الصفحة ٤٩٢ - باب دهم در وقايعى كه به اهل بيت عصمت (ع) بعد از واقعۀ كربلا پيش آمده است
مىآمدند سر مبارك را به ميان مىنهادند و گرداگرد گرد آن حلقه زده خمر مىخوردند و من از دور در ايشان مىنگريستم، شبى از شبها بر همان عادت خود بعد از شرب خمر مست شدند و به خفتند و من در خواب نمىشدم، ناگاه آواز نالهاى شنيدم و كسى را نمىديدم، در اثناى اين حال بالا نگريستم چنان به نظر من درآمد كه در آسمان بگشادند و معاينه ديدم كه خيمهاى از نور فرود آمده و جماعتى آمدند سر امام حسين «عليه السلام» را زيارت كردند مردى ديدم با جامۀ سبز و عمّامۀ سفيد بالاى سر من ايستاده پرسيدم اينها چه كسانند؟ گفت: مقرّبان بارگاه صمديّتند يكى جبرئيل است دوم ميكائيل و ديگر اسرافيل، كه ناگاه جبرئيل «عليه السلام» به زير خيمه شد و گفت أنزل يا صفىّ اللّه فرود آى اى آدم ديدم كه آدم و شيث و ادريس «صلوات الرحمن عليهم» فرود آمدند و سر امام حسين «عليه السلام» را زيارت كردند باز به زير خيمه شد و گفت انزل يا نجىّ اللّه ديدم كه نوح و سام و يافث فرود آمدند و نوبت ديگر فرمود كه: انزل يا خليل اللّه، ابراهيم و اسماعيل و اسحاق فرود آمدند و ديگر باره فرمود كه انزل يا كليم اللّه موسى «عليه السلام» و هارون نزول نمودند بار ديگر گفت انزل يا روح اللّه عيسى «عليه السلام» و شمعون نازل شدند و هر پيغمبر كه فرود مىآمد سر مبارك امام حسين «عليه السلام» را زيارت مىكرد و در آخر به زير خيمه رفت و گفت انزل يا حبيب اللّه حضرت مصطفى «صلّى اللّه عليه و آله» نزول اجلال ارزانى فرمود با بزرگان صحابه و اشراف اهل بيت، چون امير المؤمنين على «عليه السلام» و امام حسن و حمزه و جعفر طيّار «عليهم السلام» امّا چون رسول خدا از آن خيمه به زير آمد ديدم كه سر امام حسين «عليه السلام» حركت كرده، هفتاد قدم پيشباز دويد و پيشانى خود بر پشت پاى آن حضرت نهاده به آواز حزين گفت: يا جدّاه ببين كه از ستمكاران بىوفا و نابكاران با جور و جفا به من چهها رسيد؟ سيد عالم «صلى اللّه عليه و آله» آن سر را برداشت و روى مبارك در روى وى مىماليد و به گريه درآمد و همه انبياء به مرافقت و موافقت آن حضرت مىگريستند.
آدم درين عزا به غم و غصّه مبتلاست
كشتى، نوح غرقۀ طوفان كربلاست
هان اى خليل ز آتش نمرود دم مزن
اين شعله بين كه در جگر شاه ابتلاست