پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٣ - خداوندا! تو پروردگار جهانيانى
خالقى جز او وجود ندارد مالك و مَليكى نيز جز او نيست.
لذا بعد از آن او را توصيف به «حق» كرده، و سپس معبود را منحصر به او مىشمرد، زيرا عبادت تنها شايسته ملك حق است و با توصيف او به «رب العرش الكريم» آن را تكميل و تأييد مىكند.
اين اوصاف چهارگانه همه براى تثبيت مسأله معاد و قيامت است كه در آيات قبل از آن آمده.
«عرش كريم» يا اشاره به تمام جهان هستى است زيرا عرش به معناى تخت بلند سلاطين است، و تخت حكومت خداوند كنايه از مجموع جهان آفرينش است و در اين صورت مفهوم آن را با جمله «رب كل شىء» كه در آيات قبل آمده بود هماهنگ است.
توصيف عرش به «كَريم» با توجّه به اينكه «كريم» به معناى شريف و خوب و پرفايده است، از اين نظر است كه تخت حكومت پروردگار مصداق كامل اين اوصاف است.
ولى بعضى گمان كردهاند كه وصف «كريم» به معناى صاحب كريم است و چون اين معنا در مورد عرش صادق نيست بنابراين صفت است براى ذات پاك خدا، در حالى كه كريم مىتواند وصف براى غير موجودات عاقل نيز بوده باشد مانند: «لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ»: «براى آنها، آمرزش (و رحمت خدا) و روزىِ با ارزشى است». [١]
[١]. سوره حج، آيه ٥٠.
درباره معناى «عرش» از نظر لغت و در قرآن مجيد بحثهاى مشروحى در تفسير نمونه، جلد ٦، صفحه ٢٠٤، ذيل آيه ٥٤ سوره اعراف، و جلد ٨، صفحه ٢١٩ ذيل آيه ٣ سوره يونس آمده است.