پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٩ - پاسخ هميشگى بتپرستان
اين در حقيقت منطق هر معاند لجوج است كه وقتى دستش از همهجا كوتاه شد پناه به منطق تقليد مىبرد، آن هم تقليدى كوركورانه از نياكان گمراه و بيخبر، و به آن هم افتخار مىكند بىآنكه در مقابل دلايل محكمى كه پيامبران بر حقّانيّت دعوت خود و بطلان شرك و بتپرستى ارائه داده بودند پاسخى داشته باشند.
ولى قرآن در يك جمله كوتاه اين منطق را درهم مىكوبد و در ادامه همين آيه به صورت يك سؤال مىفرمايد: «آيا اگر پدران آنها، چيزى نمى فهميدند و هدايت نمى يافتند (باز هم بايد از آنها پيروى كنند)؟!»: «أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَلَا يَهْتَدُونَ». [١]
يعنى اگر تقليد آنها از قبيل «تقليد جاهل از عالم» بود، قابل قبول بود، ولى چنين نيست، بلكه «تقليد جاهلى است از جاهل ديگر» و پيروى گمراهى است از گمراه ديگر، و آنها همچون كورانى هستند كه كور ديگرى عصا كِش آنها باشد.
لحن اين آيه و همچنين آيات قبل از آن نشان مىدهد كه درباره مشركان عرب سخن مىگويد، و اينكه بعضى احتمال دادهاند ناظر به قوم يهود است و شأن نزولى براى آن از ابن عباس نقل كردهاند بعيد به نظر مىرسد. (دقّت كنيد)
پنجمين و آخرين آيه نيز درباره مشركان عرب است كه «و هنگامى كه آيات روشنگر ما برآنان خوانده مى شود، مى گويند: او فقط مردى است كه مى خواهد شما رااز آنچه پدرانتان مى پرستيدند باز دارد»: «وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ
[١]. اين آيه جملهاى در تقدير دارد و در معنا چنين است: «ايَتَّبِعُونَ ما الْفَوا عَلَيْهِ آبائَهُمْ فى كُلِّ حالٍ وَ فى كُلِّ شَىءٍ وَلَوْ كانَ آبائهُمْ لا يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُونَ».