پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٣ - پيمان عالم ذر
روشنى بر اين تفسير خواهد بود، فعل ماضى نيز گاهى براى استمرار آمده است، البتّه آن هم نياز به قرينه دارد و اين قرينه در محل بحث موجود است. [١]
امّا تفسير سوم كه مىگويد منظور سؤال از ارواح است با آيه مورد بحث به هيچوجه سازگار نيست، زيرا آيه سخن از گرفتن ذريّه از پشت فرزندان آدم مىگويد، و اين ارتباطى با مسأله ارواح ندارد.
و امّا تفسير چهارم كه مىگويد: سؤال و جواب با همين زبان معمولى بوده، و مربوط به گروهى از انسانها است كه بعد از رسيدن به بلوغ به وسيله انبيا مورد سؤال در مسأله توحيد قرار گرفتند، و به آن پاسخ مثبت دادند، نيز اشكالات عمدهاى دارد، از جمله اينكه در آيه سخن از همه انسانها به ميان آمده نه گروه كوچكى كه نخست به انبيا ايمان آوردند و بعد كافر شدند، به علاوه ظاهر آيه اين است كه سؤال از ناحيه خداوند بوده نه از ناحيه انبياى الهى.
و اينكه بعضى گمان كردهاند جمله «إِنَّمَا أَشْرَكَ آبَاؤُنَا مِنْ قَبْلُ»: «پدرانمان پيش از اين مشرك بودند» دليل بر اين است كه آيه تنها ناظر به گروهى است كه پدران مشرك داشتند صحيح به نظر نمىرسد، زيرا در آيه، دو عذر ناموّجه براى كافران ذكر شده، يكى غفلت و ديگرى تقليد از پدران مشرك، و ممكن است هر يك از اين دو عذر براى گروهى باشد، به خصوص اينكه با كلمه «او» به يكديگر عطف شده است.
پنجمين تفسير از جهاتى شبيه تفسير دوم است، با اين تفاوت كه تفسير دوم
[١]. در آيات قرآن اين تعبير بسيار ديده مىشود: «إِنَّهُ كَانَ عَلِيماً قَدِيراً» (سوره فاطر، آيه ٤٤) «وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً» (سوره شورى، آيه ٥١) «بَلْ كَانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيراً» (سوره فتح، آيه ١١) «وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزاً حَكِيماً» (سوره فتح، آيه ١٩).