پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٩ - پيمان عالم ذر
قال، شواهد و نظائر فراوان دارد.
اين تفسير را مرحوم شيخ طوسى در تبيان از بلخى و رُمّانى نقل مىكند. [١]
٦. تفسيرى است كه مرحوم علامه طباطبايى در الميزان انتخاب كرده است، ايشان بعد از آنكه اين معنا را محال مىشمرد كه افراد انسانى قبلًا داراى وجود مستقلى توأم با حيات و عقل و شعور باشند و خداوند از آنها پيمان توحيد گرفته باشد، و سپس آنها را به حال سابق بازگرداند، تا مسير طبيعى خود را بپيمايند، و به اين ترتيب دوبار به دنيا آمده باشند، مىفرمايد:
آنچه از آيات مختلف قرآن مانند: «إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ- فَسُبْحَانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ»: «فرمان او چنين است كه هرگاه چيزى را اراده كند، تنها به آن مى گويد: موجود باش!، آن نيز بى درنگ موجود مى شود.- پس منزّه است خداوندى كه مالكيّت همه چيز در دست اوست» [٢] و آيه « «وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ»: «و فرمان ما يك امر بيش نيست، همچون يك چشم بر هم زدن» [٣] استفاده مىشود كه وجود اشياى اين عالم داراى دو جنبه يا دو صورت است: صورتى به سوى دنيا دارد و حكمش اين است كه تدريجاً از قوّه به فعل مىآيد، و از عدم به سوى وجود، در آغاز ناقص است و سپس كامل مىشود، و سرانجام فانى شده، به سوى پروردگار باز مىگردد، و صورتى به سوى خدا دارد و اشياى جهان از نظر اين بعد الهى امورى هستند غير تدريجى، و فعليّت محض، بىآنكه داراى قوّه يا نقصى باشند و منتظر فعليّت.
[١]. تفسير تبيان، جلد ٥، صفحه ٢٧ (در تفسير المنار نيز بيانى شبيه به اين معنا دارد، جلد ٩، صفحه ٣٨٦).
[٢]. سوره يس، آيه ٨٣.
[٣]. سوره قمر، آيه ٥٠.