پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥ - ٢ راه يافتن به وجود خدا از طريق برهان حركت
بدون موضوع قابل تصوّر باشد، در حالى كه بعضى مىگويند چنين چيزى معقول نيست، و بعضى ديگر معتقداند تصوّر اين معنا نياز به تخليه ذهن و فاصله گرفتن از مفاهيمى كه انسان در مورد حركت با آن مأنوس است مىباشد، تا بتواند وجودى را تصوّر كند كه عين حركت است و متحرّك و حركت در آنجا يكى است، اين بود خلاصهاى پيرامون مسائل مربوط به حركت.
٢. راه يافتن به وجود خدا از طريق برهان حركت
بدون شك حركت منحصر به حركت جوهرى نيست، و به همين دليل برهان حركت براى اثبات ذات واجب الوجود محدود به بحث حركت جوهرى نمىباشد، هرچند با قبول حركت جوهرى، برهان حركت در مسأله خداشناسى روشنتر و آشكارتر مىگردد.
توضيح اينكه: حركت جوهرى مىگويد سراسر جهان مادّه يكپارچه حركت است، يعنى دائماً حادث و نو مىشود، و هر لحظه وجود جديدى است، اين حدوث مستمر، وابستگى مستمر جهان را به يك مبدأ غير حادث، يعنى واجبالوجود ازلى و ابدى را ثابت مىكند.
و به تعبير ديگر: عالم دائماً در حال شدن است نه بودن. نه تنها در عوارض آن كه در عمق ذاتش اين اصل حاكم است و به اين ترتيب دائماً عوارض آن كه در عمق ذاتش اين اصل حاكم است و به اين ترتيب دائماً نيازمند به مبدئى است كه آن را در هر لحظه بيافريند، و به گفته آن شاعر
|
دائماً نو مىشود عالم و ما |
بىخبر از نو شدن اندر بقا |
|
|
شد مبدّل آب اين جو چند بار |
عكس ماه و عكس اختر برقرار |