پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٥ - ٢ سوء استفاده از مفهوم خدامالكى
است، و گذشته از آيات فراوان قرآن مجيد، دليل عقل نيز گواه بر اين معنا است، چرا كه انحصار واجب الوجود در ذات پاك او و نياز همه موجودات به آن ذات مقدّس براى اثبات اين مفهوم كافى مىباشد.
ولى اين معنا هرگز منافات با مالكيّت حقوقى و قانونى افراد انسان در محدودهاى كه خداوند اجازه داده، ندارد، و اينكه بعضى مسأله خدا مالكى را بهانهاى براى نفى هرگونه مالكيّت خصوصى قرار دادهاند سوء استفادهاى بيش نيست، و عجيب اينكه گاه آن را به عنوان يك فقه اسلامى نيز مطرح مىكنند و در واقع به سوسياليسم يا كمونيسم آب و رنگ اسلامى مىدهند. روشنتر بگوئيم:
همان قرآنى كه نسبت به مالكيّت خداوند بر تمام پهنه جهان هستى تأكيد دارد، آيات ارث و خمس و زكات و تجارت را نيز در برگرفته، و اموال مشروعى را كه در اختيار مالكان خصوصى است به رسميّت مىشناسد.
در چهارده آيه قرآن تعبير به «امْوالَكُمْ» (اموال شما) شده است، و در سى و يك آيه تعبير به «امْوالَهُم» (اموال آنها) و در بسيارى از اين آيات دستوراتى به مسلمانان در زمينه اموالشان داده شده است، اگر مفهوم خدا مالكى نفى مالكيّت انسانها بود تعبيراتى كه در اين چهل و پنج آيه آمده- و در آيات زياد ديگرى از قرآن مجيد نيز هست- چه مفهومى مىتواند داشته باشد؟
قرآن در يكجا مىفرمايد: اموال يتيمان را نخوريد. [١]
در جاى ديگر مىفرمايد: كسانى كه مال خود را در راه خدا انفاق مىكنند
[١]. سوره نساء، آيات ٢ و ١٠.