پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٣ - ٣ توحيد شركآلود وهابيان
شرك است (اعتقاد معتزلى).
٤. اعتقاد به قدرت موجودات مافوق طبيعى و تأثير آنها در جهان به اذن و فرمان شرك نيست، آنگونه كه وهّابيان پنداشتهاند، بلكه اعتقاد آنها خود بدترين انواع شرك است چرا كه اگر آن را شرك بدانيم بايد اعتقاد به اصل وجود موجودات هم شرك باشد.
همچنين اعتقاد به قدرت و تأثير انسان از دنيا رفته نيز شرك نمىباشد، زيرا انسان بعد از مردن، جماد نيست.
از اينها گذشته اعتقاد وهّابيان جنبه ضد انسانى دارد، چرا كه انسانى را كه خداوند او را برتر از فرشتگان شمرده و خليفة اللَّه و مسجود ملائكه است در حد يك حيوان طبيعى تنزّل دادهاند.
اينجا است كه به حقيقت گفتار معروف پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله مىرسيم كه فرمود:
«راه يافتن شرك در انديشهها و عقائد آنچنان آهسته و بى سروصدا است كه راه يافتن مورچه سياه، در شب تاريك بر سنگ سخت!». [١]
جالب اينكه پاسخ وهّابيان در همان آيهاى كه براى نفى شفاعت و توسل به آن استدلال كردهاند نهفته است، زيرا قرآن مجيد مىفرمايد: «لَاتَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً»: «كسى را با خدا نام نبريد» [٢] يعنى همطراز و در عرض او و به صورت موجودى مستقل همچون ذات پاك وى، ولى اگر تأثيرش به اجازه و فرمان او باشد و نه در عرض او، نه تنها شرك نيست، بلكه تأكيد مجددى است بر اصل
[١]. كتاب مقدّمهاى بر جهان بينى، صفحه ١١٣ (با تلخيص).
[٢]. سوره جن، آيه ١٨.