پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٤ - ١ سرچشمه پندار شفاعت
گروهى ديگر ستارگان را پرستش مىكنند و گمان مىكنند آنها هستند كه شايستگى عبادت خدا را دارند نه ما، سپس هنگامى كه مشاهده كردند ستارگان طلوع و غروب دارند و به اصطلاح هميشه حاضر و ناظر نيستند، براى هر كدام بت و سمبلى ساختند و به عبادت آنها مشغول شدند، و مقصودشان در واقع پرستش ستارگان بود.
سوم اينكه طلسمّات معيّنى روى بتهاى مختلف مىگذاردند و سپس به بتها به خاطر آن طلسمها تقرّب مىجستند (طلسم نوعى سحر و جادو است و به گفته جمعى از مفسّران طلسم عبارت است از اشكال و نقشهايى كه عقيده داشتند به وسيله آنها قواى آسمانى با زمينى آميخته مىشود و مبدأ آثار عجيب و غريبى مىگردد!، اين نقشها را بر اشياى مختلف مىنهادند و معتقد بودند به وسيله آنها موجودات موذى و آزار رسان از آن دور مىشوند). [١]
چهارم: آنها بتها را به شكل پيامبران و بزرگان خود ساخته و گمان داشتند هرگاه به عبادت اين مجسمهها مشغول شوند آن بزرگان، شفيعانشان نزد خدا خواهند بود.
پنجم: آنها معتقد بودند كه خدا نور بزرگ است، و فرشتگان انوار كوچكتراند، لذا بت بزرگ را به عنوان مجسّمه خداوند بزرگ و بتهاى ديگر را به عنوان مجسّمههاى فرشتگان قرار دادند.
ششم: شايد در ميان بتپرستان گروهى حلولى مذهب بودند يعنى اعتقاد
[١]. براى توضيح بيشتر به دائرة المعارف دهخدا، جلد ٣٢، و دائرة المعارف مصاحب، جلد ٢ مادّه طلسم مراجعه كنيد.