پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٩ - نامهاى بىنشان
مِنْ دُونِهِ آلِهَةً».
«بگو: دليلتان را بياوريد»: «قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ».
و چون هيچگونه دليل روشن و عذر موجّهى براى شرك نداريد محكوم هستيد.
سپس به بيان استدلال بر بطلان عقيده آنها مىپردازد و مىفرمايد: «اين سخن كسانى است كه با من همراهى دارند، و سخن كسانى (پيامبرانى) است كه پيش از من بودند» (برداريد و بخوانيد، آيا اثرى از شرك در آنها مىيابيد؟ سراسر آنها توحيد است، و دعوت به خداوند يگانه): «هَذَا ذِكْرُ مَنْ مَعِي وَذِكْرُ مَنْ قَبْلِى». [١]
تعبير به «ذِكْر» به جاى كتب آسمانى اشاره به اين است كه اين كتابها همه مايه تذكّر و بيدارى است، بعضى از مفسّران معانى ديگرى براى «ذكر» در اينجا گفتهاند كه چندان مناسب به نظر نمىرسد.
و در پايان آيه باز روى اين معنا تأكيد مىكند كه: «امّا بيشتر آنها حق را نمى دانند؛ و به همين دليل (از آن) روى گردانند»: «بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَايَعْلَمُونَ الْحَقَّ فَهُمْ مُعْرِضُونَ». هرچند گروه كوچكى از آنها مطالب را مىدانند، آنها نيز چون منافع نامشروعشان در خطر است از اظهار حق سرباز مىزنند.
از مجموع آنچه در آيات فوق آمد به خوبى مىتوان نتيجه گرفت كه شرك و دوگانه پرستى و چند گانهپرستى نه دليلى از عقل دارد، و نه برهانى از نقل، و
[١]. در اين آيه به دليل نقلى استدلال شده در حالى كه در دو آيه قبل از آن به دليل عقلى و برهان «تمانع» استدلال شده است. (دقّت كنيد)