پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٨ - نامهاى بىنشان
«آنان فقط از گمانهاى بى اساس و هواى نفس پيروى مى كنند»: «إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَمَا تَهْوَى الْأَنْفُسُ». [١]
نكته تازه در اينجا عطف كردن هواى نفس بر پندار و گمان است، و اين تعبيرى است پر معنا، اشاره به اينكه اين پندارهاى واهى از هواى نفس سرچشمه مىگيرد كه باطل را در نظر آنها حقّ مجسّم مىكند پس آنها در حقيقت بت هواى نفس خويش را مىپرستند، و بتهاى ديگر زائيده آن است!
بنابراين سرچشمه انحراف و گمراهى آنها در واقع دو چيز است: از نظر عقلى و اعتقادى تكيه بر يقين نكردن و به سراغ پندارها رفتن، و از نظر عاطفى از فطرت صحيح توحيدى صرفنظر كردن و بر هواى نفس تكيه نمودن است.
اين نكته نيز قابل توجّه است كه «يتّبعون» و «تهوى» هر دو فعل مضارع است، يعنى پيروى آنها از گمان و هواى نفس، پيوسته ادامه دارد و هر روز به شكل تازهاى درمىآيد!
جالب اينكه: در آغاز آيه، روى سخن به مشركان است ولى در پايان از آنها با ضمير غايب ياد مىكند، (در اصطلاح التفات از خطاب به غيب ناميده مىشود) اشاره به اين كه آنها به قدرى بىارزشند كه لايق خطاب نيستند.
در هفتمين و آخرين آيه مورد بحث، همان حقيقت در لباس ديگرى خودنمايى مىكند، مىفرمايد: «آيا آنها معبودانى جز او برگزيدند؟!»: «أَمْ اتَّخَذُوا
[١]. «ما» در جمله «ما تَهْوِى الأَنْفُس»، ممكن است موصوله باشد يا مصدريّه در صورت اوّل، پيروى آنها از مقتضاى هواى نفس است، و در صورت دوم از خود هواى نفس، و هر دو معنا قريب الافق است.