پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٣ - آنها نيز اعتراف دارند
بعضى به آن ايراد كردهاند و گفتهاند چنين نيست، زيرا قوم فرعون غير از او معبودى را نمىشناختند و قوم ابراهيم عليه السلام نيز صريحاً به پيامبران گفتند: «وَإِنَّا لَفِي شَكٍّ مِمَّا تَدْعُونَنَا إِلَيْهِ»: «و نسبت به آنچه ما را به سوى آن مى خوانيد، در شك و ترديدى آميخته با بدگمانى هستيم».
سپس به پاسخ پرداخته، مىفرمايد: قبول نداريم كه قوم فرعون منكر وجود خدا بودند، زيرا قرآن مىفرمايد: «وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيْقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً»: «و آن را از روى ظلم و تكبر انكار كردند، در حالى كه در دل به آن يقين داشتند».
موسى عليه السلام نيز به همين (توحيد فطرى) در برابر فرعون استدلال كرد و گفت:
« «لَقَدْ عَلِمْتَ مَا أَنزَلَ هَؤُلَاء إِلَّا رَبُّ السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضِ بَصَائِرَ»: «تو مى دانى اين معجزات را جز پروردگار آسمانهاو زمين نفرستاده». [١]
تعبير تو مىدانى ... اشاره لطيفى به اين معنا است.
جالب اينكه: در ذيل دو آيه از اين آيات، بعد از آنكه از كفّار و مشركان اقرار مىگيرد، كه خالق انسان و خالق زمين و آسمان خدا است، مىفرمايد: «فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ». [٢]
ذكر اين جمله به صورت فعل مجهول، اشاره به اين است كه آنها ذاتاً در مسير حق قرار دارند ولى عواملى از بيرون (شياطين جن و انس) و عواملى از درون (هواى نفس و تعصبهاى جاهلى) آنها را از حق منحرف مىسازد، با اينكه ريشهاش در اعماق فطرت آنها فرو رفته است.
[١]. تفسير كبير، جلد ٢٧، صفحه ٢٣٣.
[٢]. «تؤفكون» از مادّه «افْك» بر وزن (اسم) به معناى بازگرداندن و منحرف كردن است، ولذا به دروغ نيز «افك» گفته مىشود، و بادهاى مخالف را نيز مؤتفكات مىگويند.