پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠١ - ١ برهان صدّيقين در روايات اسلامى و دعاها
نمىكنيم كه آيات آفاتى و انفسى نشانههاى علم و قدرت و عظمت او نيستند، چرا كه اين معنا در سرتاسر قرآن منعكس است.
بلكه مىگوييم راهى ظريفتر و باريكتر و والاتر در اينجا وجود دارد، و آن مطالعه در اصل وجود، رسيدن به او از طريق ذات پاك او است كه اين راه بيشتر راه خواص و عرفاى راستين است، به عنوان نمونه:
١. در دعاى معروف صباح مىخوانيم: «يا مَنْ دَلَّ عَلى ذاتِهِ بِذاتِهِ وَ تَنَزَّهَ عَنْ مُجانَسَةِ مَخْلُوقاتِهِ»: اى كسى كه ذاتت گواه ذات تو است، و از شباهت با مخلوقاتت پاك و منزّهى».
٢. در دعاى معروف ابوحمزه ثمالى نيز مىخوانيم: «بِكَ عَرَفْتُكَ وَ انْتَ دَلَلْتَنِى عَلَيكَ»: تو را با تو شناختم، و تو مرا به سوى خويش هدايت كردى!».
٣. در دعاى مشهور عرفه نيز آمده است: «كَيْفَ يُسْتَدَلُّ عَلَيْكَ بِما هُوَ فِى وُجُودِه مُفْتَقِرٌ الَيْكَ أَيَكُونُ لِغَيْرِكَ مِنَ الظُّهورِما لَيْسَ لَكَ حَتَّى يَكُونَ هُوَ الْمُظْهِرُ لَكَ؟!»:
«چگونه به وسيله موجوداتى كه در وجودشان به تو نيازمنداند بر هستى تو استدلال شود؟ آيا غير تو ظهورى دارد كه تو ندارى، تا بتواند تو را ظاهر سازد؟!».
٤. و نيز در همان دعا آمده است: «مَتى غِبْتَ حَتَّى تَحْتاجَ الى دَلِيْلٍ يَدُلُّ عَلَيْكَ، وَ مَتى بَعُدْتَ حَتَّى تَكُونَ الآثارُ هِىَ الَّتِى تُوصِلُ الَيْكَ، عَمِيَتْ عَيْنٌ لا تَراكَ عَلَيْها رَقِيباً»: «كِى پنهان شدى تا نياز به دليلى داشته باشى كه تو را معرّفى كند؟ و كى از ما دور شدى تا آثارت ما را به تو رساند؟ كور باد چشمى كه تو را مراقب و حاضر نزد خويش نبيند».
٥. در حديثى آمده است كه يكى از ياران امام صادق عليه السلام به نام منصور بن