تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢
بعضى ديگر، مشتمل بودن قرآن را بر حقايقى كه از دسترس افكار بشر بيرون است (علاوه بر حقايقى كه همه كس از ظاهر آن مىفهمد) مفهوم ديگرى از علوّ قرآن شمردهاند.
اين مفاهيم، تضادى با هم ندارد و همه آنها در مفهوم «عِلِىٌّ» (والامقام) جمع است.
اين نكته نيز، قابل توجه است كه «حَكِيْم» معمولًا وصف براى شخص است، نه براى كتاب، اما چون اين كتاب آسمانى خود معلمى بزرگ و حكمتآموز است، اين تعبير در مورد آن بسيار بجا است.
البته «حَكِيْم» به معنى مستحكم و خللناپذير نيز آمده است، و جميع اين مفاهيم در واژه مزبور جمع است و در مورد قرآن صادق مىباشد، چرا كه قرآن، حكيم به تمام اين معانى است.
***
در آيه بعد، منكران، و اعراض كنندگان از قرآن، را مخاطب ساخته مىگويد:
«آيا اين ذكر را از شما باز گيريم به خاطر اين كه قومى اسرافكاريد»؟! «أَ فَنَضْرِبُ عَنْكُمُ الذِّكْرَ صَفْحاً أَنْ كُنْتُمْ قَوْماً مُسْرِفِينَ».
درست است كه شما در دشمنى و مخالفت با حق، چيزى فروگذار نكردهايد، و مخالفت را به حد افراط و اسراف رساندهايد ولى لطف و رحمت خداوند به قدرى وسيع و گسترده است كه اينها را مانع بر سر راه خود نمىبيند، باز هم اين كتاب بيدارگر آسمانى، و آيات حياتبخش آن را پى در پى بر شما نازل مىكند، تا دلهائى كه اندك آمادگى دارند، تكان بخورند و به راه آيند، و اين است مقام رحمت عامه، و رحمانيت پروردگار، كه دوست و دشمن را در برمىگيرد.