منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٨
اين دو گروه را، سخنان امير مؤمنان على (عليه السلام)تشكيل مى دهد، امام در خطبه ها و يا نامه ها و يا در كلمات قصار خود، طراح بسيارى از اين مسائل مى باشد و ملاحظه سخنان امام در زمينه هاى گوناگون، اين حقيقت را روشن مى كند و اگر معتزله در برخى از موارد نظريه مشتركى با شيعه دارد، به خاطر اين است كه آنان اين حقايق را از مكتب على (عليه السلام)آموخته اند و هرگز شيعه عقايد خود را از معتزله كه به وسيله«واصل بن عطاء»متولد سال ٨٠ و متوفاى سال ١٣١ پايه گذارى شده، اخذ نكرده، بلكه هر دو گروه در عقايد مشترك خود مديون سخنان عالمانه امام مى باشند.
گذشته از اين، گفتار احمد امين، يك نوع اجتهاد در مقابل تنصيص بزرگان اعتزال است. آنان به روشنى مى كوشند، مذهب خود را به امام على (عليه السلام) نسبت دهند و خود را دست پرورده او قلمداد كنند.
«كعبى» كه يكى از بزرگان اعتزال است مى گويد: براى معتزله افتخارى است كه براى ديگر مذاهب، آن افتخار وجود ندارد. زيرا دشمنان «اعتزال»، اعتراف دارند كه «واصل بن عطاء» پايه گذار اين مكتب، آراء و نظرات خود را از محمد حنفيه و فرزند او «ابو هاشم» گرفته است و آنان نيز آنچه دارند از پدر خود على (عليه السلام) اخذ كرده و او نيز از رسول گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم)گرفته است.[١]
ونيز مى گويد: واصل بن عطاء كه از اهل مدينه بوده، او را محمد بن على بن ابى طالب پرورش داده [٢] و به او علم و دانش آموخته است.
او مدتها با «ابو هاشم» (فرزند محمد حنفيه) در يك مكتب درس مى آموختند. پس از وفاتِ محمّد حنفيه مصاحبت فرزند او را ترك نكرد، از سخنان معروف در لسان گذشتگان اين است كه هركس بخواهد از مراتب علم
[١] رسائل «جاحظ»، تحقيق عمر ابو النصر، ص ٢٢٨.
[٢] او دست پرورده فرزند محمد حنفيه است نه خود او.