منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٢
مى گردد.[١]
يك چنين تقسيم در صورتى صحيح است كه براى افاضه «عصمت» شرط و قيد قبلى قائل نشويم، در اين صورت دارندگان عصمت بر دو نوع متصور خواهند شد; ولى اگر براى افاضه اين كمال، شرايط پيشين و زمينه هاى مساعد را لازم بدانيم طبعاً در اين صورت دارندگان آن، يك گروه بيش نبوده و تنها به آن گروه افاضه مى شود كه از آن در طريق اطاعت خدا و دورى از گناه كمك بگيرند، و امكان ندارد كه به گروه فاقد شرايط مساعد، چنين لطفى افاضه گردد.
مرحوم مرتضى در ذيل سخنِ خود نظرى دارد كه تاكنون از كسى ديده و شنيده نشده است و آن اينكه: هرگاه خدا بداند كه فردى به فرض افاضه عصمت از آن در راه اطاعت خدا و ترك گناه كمك مى گيرد بايد لطف خود را در حق او انجام دهد هر چند، پيامبر و يا امام نباشد.[٢]
بنابر اين، شماره معصوم منحصر به پيامبران و امامان نخواهد بود، بلكه ممكن است فردى داراى لطف عصمت شود، هر چند از اين گروه نباشد و اين نظريه با آنچه معروف است سازگار نيست.
تا اين جا پاسخ پرسش نخست كه آيا «عصمت» معصومان افتخار است يا نه به گونه اى روشن گرديد. اكنون وقت آن رسيده است كه به پاسخ پرسش دوم بپردازيم:
ب. عصمت و مصونيت اختيارى
هرگاه «عصمت » قدرت از گناه را از پيامبران سلب كند در چنين
[١] امالى سيد مرتضى، ج٢، ص ٣٤٧ـ٣٤٨ با توضيحى از نگارنده.
[٢] امالى سيد مرتضى، ج٢، ص ٣٤٧ـ ٣٤٨.