تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٨١ - باز گشتن غريب مصر به بغداد و يافتن گنج را در خانه خود
تا هيچ كس بدون رنج و كوفتگى نيكو سيرت نشود و هيچ خيانت كارى هم طعمهء ياس كشنده نگردد .
آن خداى مهربان در درون زهر ترياقى نهاده است تا الطاف مخفى او را بدانند . كرامت نماز كه معراج بنده به سوى خداست بر كسى پوشيده نيست ، ولى خداوند خلعت بخشش را در گناه نهفته است كه آشكار نيست . منكران پيامبران كه قصد خوار كردن انسان مورد اطمينان را در سر مى پروراندند ، موجب ظهور عزت و معجزات مى گرديد . اگر آن تبهكاران منكر نمى گشتند ، معجزه و برهانى به پيامبران نازل نمى شد . مادامى كه خصم منكر دليل صدق نخواهد ، قاضى تقاضاى گواه صادق نمى كند . معجزه همانند گواه تزكيه شده است كه شك و ترديد را از صدق ادعا بر طرف مى سازد .
بدان جهت كه از منكران طعنه ها به پيامبران وارد مى شد ، لذا خداوند آنان را مى نواخت و معجزه ها به آنان مى فرستاد . مكر پردازىهاى فرعون كه سيصد لايه بود . همگى موجب ذلت و نابود شدن او گشت ساحران فرعونى هر چه از بد و نيك داشتند ، براى مبارزه با موسى و از اعتبار انداختن معجزهء او بسيج كردند ، ولى عين همان مكرها آيتى براى موسى گشته و اعتبار عصاى موسى را بالا برد . فرعون لشكريان بىشمار به پيرامون رود نيل مى آورد تا راه موسى و قومش را بزند ، ولى همان لشكر كشىها موجب ايمنى قوم موسى مى گردد و فرعون به زير زمين و هامون مى رود . اگر فرعون در مصر بود و بيرون نمى آمد ، وضع او بر سبطيان روشن نمى شد ، ولى فرعون از مصر بيرون آمد و سبطيان را به ترس و گداز انداخت ، تا بدانى كه امن و امان در درون خوف مانند رازى نهفته است . اين است لطف مخفى خداوند بىنياز كه آتش مى نماياند و حقيقتش نور است .
پاداش تقوا آشكار است ، ولى پاداش ساحران پس از خطا به آنان داده شد ، چنانكه پيوستن و وصال در پرورش روح مخفى نيست ، ولى وصال ساحران پس از گسيختگى بروز كرد . سير و حركت با پاى رونده پوشيده نيست . جالب اين است كه راه رفتن ساحران پس از بريدن پايشان شروع شد .