تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٩٧ - در پيگردى علتها ، حوادث همزمان را با حوادث علت و معلولى اشتباه نكنيم
زايىها در شناخت سرگذشت بشرى بياندازيم و به بينيم كه چه مكتبهاى ضد و نقيض فراوانى در شناخت تاريخ به جهت خطاهايى كه در تشخيص سه نوع حوادث مورد بحث مرتكب شدهاند ، به وجود آمده است .
روشنترين دليل اين ادعا چيزى است كه گمان نمى رود كسى كه مختصر اطلاعى از مكتبهاى تعيين كننده عامل محرك تاريخ داشته باشد ، بىاطلاع از آن بوده باشد .
همه مى دانيم كه تا كنون در حدود هيجده عقيده در بارهء عامل محرك تاريخ ابراز شده است كه همهء ابراز كنندگان آن عقايد از عنوان محقق و فيلسوف در شناخت تاريخ برخوردار بودهاند ، به عنوان نمونه گفته شده است : عامل محرك تاريخ :
١ - ايده ها و عقايد .
٢ - شخصيتها به معناى عمومى .
٣ - نوابغ .
٤ - مسائل اقتصادى به طور عموم .
٥ - وسائل و اشكال و روابط توليد اقتصادى .
٦ - كرات فضايى .
٧ - رگهاى اصيل اجتماعات .
٨ - عدم قناعت به وضع موجود .
٩ - عشق و نفرت .
١٠ - تعصبات ملى و نژادى .
١١ - غريزهء جنسى . . . است .
آيا اين تناقض گويىها مأخذى جز عدم تمييز ميان سه نوع حوادث كه گفتيم چيز ديگرى دارد ؟ مسلما نه . مخصوصاً اگر به اين اختلاط ميان سه نوع حوادث ، اختلاط ميان جزء علت و تمام علت را هم اضافه كنيم ، منحصر ساختن مأخذ تناقض گويى در شناخت فلسفهء تاريخ براى ما كاملًا روشن مى شود . عمق و همه گير بودن اين اشتباه و خطا است كه بعضى از متفكرين را ناچار كرده است كه بحث از تاريخ را به عنوان