تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٠٠ - تفسير ابيات
خود هم نمى آورد .
انسان حادثهاى را علت فرض مى كند و آنگاه معلولات مناسب به آن علت را براى زندگانى خود قطار مى كند و نامش را هم زندگى آگاهانه مى نهد و بالعكس حوادثى را كه حقيقتا با رابطهء عليت بيك ديگر پيوستهاند ، به گمانش كه جز تعاقب حوادث چيز ديگرى نيست و هر يك علت جداگانهاى دارد ، گم راه مى شود و آب در كوزه و او تشنه لبان مى گردد و همچنين حوادث همزمان را با طناب خيالى عليت بهم گره مى زند و دست به تغيير جهان و انسان مى زند و بايستگىها و شايستگىهاى حيات بشرى را تعيين مى نمايد .
تفسير ابيات حضرت هود عليه السلام براى حفظ مردم با ايمان از طوفان نابود كننده ، دايرهاى به دور آنان مى كشيد و مؤمنان براى نجات از طوفان ضرر بار به ميان آن دايره رفتند و نشستند . آن باد طوفان بود ، و كشتى آنان هم رحمت الهى بود كه نه به طور جبر ، بلكه به طور اميد آور آنان را نجات مى داد .
خداوند از اين طوفانها و كشتىهاى فراوان دارد . خداوند با حكمت بالغهء خود قدرتمندى را مانند كشتى نجات در مقابل طوفانها قرار مى دهد . او از حرص و اشتياق به مقام و خود خواهى پيكارها مى كند ، مقصود او آن نيست كه خلق خدا در آسايش و ايمنى زندگى كنند ، بلكه منظورش آن است كه ملكش پا بر جا بماند .
گاو مزرعه در كشتگاه مى دود و قصدش اين است كه از زخم ضربهء صاحب مزرعه خلاص شود ، نه اين كه آبى را بكشد يا كنجد را بسايد و روغنش را در بياورد . آرى گاو با شتاب مى دود و مى رود ، ولى از ترس زخم صاحبش ، نه اين كه كشيدن گردونه و رخت و بار را هدف گيرى كرده باشد .
اين از حكمت الهى است كه چنين ترسى را به گاو داده است ، تا به پيروى آن ترس مصالح مردم براه بيافتد .
بدين ترتيب هر كاسبى در دكانش براى سود خود نشيند ، نه براى اصلاح