تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٥١ - تفسير ابيات
و عدم قطعيتى است كه اصول و مسائل علم تشريح براى ما مى آموزد و همچنين ناتوانى ما از بيان كامل بيمارىها و تعيين قطعى هر يك از آنها و نيز ناتوانى ما از توضيح معناى صحت و تندرستى كه يك انسان بايستى از آن برخوردار باشد . از طرف ديگر از تاثيراتى كه عوامل خارجى در سلولها و اعصاب مغزى ما مى گذارد ، نمى توانيم جلو گيرى كرده و مرز و حد مشخصى براى آنها تعيين نماىيم .
دو - سيستم موجوديت روحى او . همان دو جنبه داشتن انسان را كه در سيستم موجوديت مادى او گفتيم ، در موجوديت روحى او نيز جريان دارد . يعنى سيستم موجوديت روحى انسان از يك جهت باز و از جهت ديگر بسته مى نمايد . جهت باز بودن سيستم روحى او امكان تحولات بىشمار است كه در فرد و اجتماع در همهء دورانها و جوامع مشاهده مى شود و جهت بسته بودن آن ، استمرار و پايدارى مقدارى از اصول و قوانين كلى روان آدمى است كه براى روان شناسان و روان پزشكان و روان كاوان اجازهء بررسىهاى علمى را مى دهد .
تفسير ابيات پادشاهى سه پسر داشت هشيار و صاحب نظر و هر يكى در سخا و پيكار گرى و كر و فر از ديگرى بهتر بود . اين شاه زادگان نور چشم پدر با هم در مقابل پدر مانند شمع فروزان ايستاده بودند . درخت وجود پدر و مادر از چشمه سار فرزندان آبيارى مى شود وتر و تازه مى گردد و ديدگانشان از آن دو چشمه سار روشن مى شود و چشمه سار حيات پدران از نگاه هاى محبت آميز فرزندان به جريان مى افتد . اگر چشمهء روحى فرزندان بيمار شود ، برگ و شاخ درخت هستى پدران مى خشكد و مى سوزد . -
((٣٥٩٠)) خشكى نخلش همى گويد پديد كه ز فرزند آن شجر نم مى كشيد
بدين سان اى غوطه وران در غفلت ، بسا جويبارهاى پنهانى كه با جان شما است و شما آنها را نمى بينيد . تو آن انسانى كه براى فربه شدن ، خمير مايه ها از زمين و