تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥١٧ - تفسير ابيات
سر پوشيده انجام بدهيم . من حالا صندوق را باز مى كنم به بين در توى صندوق چيست ؟ و به چند طلا مى ارزد .
نايب قاضى گفت : اى پوشانندهء صندوق احتياجى بگشودن صندوق راز دار نيست ، من اين صندوق را سر بسته مى خرم . تو راز اين صندوق را بپوشان ، تا رازهاى تو را هم بپوشانند .
افراد فراوانى مانند تو در اين صندوقها گرفتار شدهاند . تو خود كه در معرض رسوايىها قرار دارى ، بر ديگران مخند . اين اصل را گوش كن و عمل نما -
((٤٥٢٨)) آن چه بر خود خواهدت بودن پسند بر دگر كس آن كن از رنج و گزند آن چه تو بر خود روا دارى همان مى بكن از نيك و از بد با كسان و آن چه نپسندى به خود از نفع و ضرّ بر كسى مپسند هم اى بىهنر
زيرا خداوند ديان كه بر همه چيز نظاره مى كند ، پاداش كار تو را در روز رستاخيز خواهد داد . سلطهء آن صاحب عرش عظيم بر همهء جانها گسترده است و گوشهاى از آن عرش بر تو پيوسته ، مبادا كه جز با دين و دادگرى حركتى از تو صادر گردد .
برو مراقب احوال خويشتن باش و نتيجهء عدالت را نوش و محصول ستم را نيش بدان . اگر كسى درست دقت كند ، خواهد ديد كه مجازات اعمال نيك و بدش در همين دنيا عملى مى گردد . و مجازات ديگرى را كه در روز رستاخيز خواهى ديد ، شباهتى با مجازات دنيوى ندارد . مجازات روز رستاخيز از حد و شمارش بيرون است ، آنجا موضوع دوزخ و آتش در كار است .
جوحى گفت : آرى ، من ستم كردهام ولى كسى كه ستم را آغاز كرده است ، او ستم كارتر از من است .
نايب قاضى گفت : همهء ما آغاز و سبب اصلى ستمگرىها هستيم و با اين روى سياه شادمان هم مى باشيم -
((٤٥٣٥)) همچو آن زنگى كه بد شادان و خوش او نبيند غير او بيند رخش