تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٨٤ - تفسير ابيات
در ميان اين دو لشكرگاه نور و ظلمت پيكارها و كشا كش و تقلاها براه افتاد . همچنين در دوران دوم هابيل را به وجود آورد و قابيل را به عنوان ضد او در برابرش نهاد ، اين دو پرچم سفيد و سياه در مقابل يكديگر به اهتزاز در آمدند ، تا پس از مرور دورانها نوبت نمرود رسيد كه ضد ابراهيم و دشمن او بود .
آن دو نيز در مقابل يكديگر براى صف آرائى لشگر كشىها كردند و كشا كش آن دو به طول انجاميد ، آتش نمرودى پاى به ميان گذاشت و آن آتش را تند و جدا كنندهء حق از باطل قرار داد ، تا مشكل آن دو ضد را حل و فصل نمايد . دورانها و قرنها اين دو ضد نمايشگر يكديگر بودند ، تا نوبت به موسى و فرعون غرق شده در آب رسيد . ساليان متمادى اين دو ضد برابر يكديگر صف آرائى كردند تا آنگاه كه پيكارشان از اندازه گذشت ، خداوند آب دريا را ميان آن دو ، حكم ساخت تا معلوم شود كه كدام يك از آن دو گوى سبقت از ديگرى خواهد برد .
بالاخره آب دريا فرعون و فرعونيان را هلاك ساخت و دوران پيامبر ما مصطفى صلى الله عليه و آله فرا رسيد و ابو جهل آن سپهدار جور و ستم را به عنوان ضدى در برابرش قرار داد .
همچنان براى قوم ثمود بانگ و صيحهء عذاب تندى را برگماشت كه جانشان را از كالبدهايشان بر گرفت . زمين عذاب تندى شد و قارون را مانند اژدها در خود فرو برد . باد زود خيز و تند رو را عذاب سختى قرار داد و بساط زندگى قوم عاد را از روى زمين برچيد .
همين لقمهء غذا كه ستون نگه دارندهء بدن آدمى و مانند زره دفع كنندهء تيغ گرسنگى است -
((٢١٧١)) چون كه حق قهرى نهد در نان تو چون خناق آن بگيرد در گلو
همين لباس كه تو را از سرما نگه ميدارد . مزاج سرماى زمهرير به او مى دهد و بر بدن تو مانند برف و يخ گزندهاى مى گردد ، در نتيجه هم از پوست و هم از حرير گريزان مى شوى و به زمهرير پناه مى برى .
قدر و ارزش خود را بدان ، تو به آن اندازه داراى عظمت نيستى كه به مقدار دو قله