تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٤٢ - تفسير ابيات
به مكانهاى دور بدون احتياج به گذشت زمان ، به طور جالب مطرح شده است .
بدين ترتيب مى توان توجه جلال الدين را به سرعت سير نور بدون احتياج به حامل مانند اتر در نظريهء هويگنس ، پذيرفت . نظير اين توجه را در بارهء نور از عزيز الدين نسفى هم به خاطر داريم . او مى گويد :
« اى درويش ، اگر مى خواهى كه بدانى كه از مكانى به مكانى چند تفاوت است ، بدان كه بعضى در مكان خاك سفر مى كنند و بعضى در مكان هوا سفر مى كنند و بعضى در مكان نور [١] سفر مى كنند .
آن كه در مكان خاك سفر مى كند غايتش آن باشد كه روزى ده فرسنگ يا بيست فرسنگ سفر كند و آن كه در مكان هوا سفر مى كند در روزى پانصد فرسنگ يا هزار فرسنگ سفر مى كند و آن كه در مكان نور سفر مى كند ، در يك لحظه از مشرق تا به مغرب مى رود و از مغرب باز به مشرق مى آيد و در لحظهاى از فرش به عرش مى رود و باز مى آيد . » [٢] تفسير ابيات برادر بزرگتر به دو برادر ديگر مى گويد : جانم از انتظار بر لب آمده و صبر از درونم رخت بر بسته و ديگر باكى از هيچ چيز ندارم ، اين خود - صبر است كه به ضدش منقلب شده و بىقرارم ساخته و داستانم عبرت عشاق روزگاران گشته است .
من از درد تلخ فراق از جان سير شدهام ، مگر نه اين است كه ادامهء حيات در حال هجران خود نفاق ناشايست است ؟ تا كى درد جدايى معشوق را تحمل كنم شمشيرى بكش و سر از تنم جدا كن تا سر ديگر از عشق بر بدنم برويد . آيين من زندگى از عشق است و حيات اين جان محروم از معشوق ، براى من چيزى جز ننگ نيست .
[١] نسفى بر خلاق جلال الدين براى نور حامل تصور كرده است . .
[٢] انسان كامل ، عزيز الدين نسفى ، به تصحيح . مقدمه ماريژان موله ، ص ، ٣٩٧ . .