تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٢١ - تفسير ابيات
مثنوى انديشيديم .
در موارد زيادى عظمت معنى چنان ما را خيره مى ساخت كه بىاختيار قلم را به زمين مى گذاشتيم و در بهت و حيرت فرو مى رفتيم . محصولى كه پس از حدود ده سال كار روى دفترهاى ششگانهء مثنوى به دست آمده همان است كه بارها گفتيم : جلال الدين مانند كوه آتش فشان پر جوش و خروش بوده است كه مواد بسيار مفيد را به فرهنگ انسانى - الهى تقديم كرده است و چون هيچ كس معتقد به عصمت جلال الدين نيست ، لذا در اسناد اشتباه و خطا به آن مغز نيرومند گناهى نيست ، بلكه گناه نابخشودنى تعيين حد و مرز به نبوغ و عظمتهاى مخفى در انسان است كه از محدوديت ديدگاه قضاوت كننده ناشى مى شود تفسير ابيات چنانكه مادرى به بچه اش گفت : اگر خيالى در تاريكى شب در گورستان يا جاى وحشتناك ديگر تو را فرا بگيرد ، دل قوى باش و به آن خيال حمله كن و اگر به او حمله كردى در همان دم فرار مى كند . هر كس بىترس و هراس به آن صورت خيال حمله كند ، آن خيال ديو صفت ، از او به تندى مى گريزد . كودك به مادرش مى گويد : اگر ما در آن خيال هم چنين حرفى را به خيال بگويد ، و مرا مورد حمله قرار بدهد و به گردنم بيافتد ، چه كنم ؟ تو كه به من مى گويى در مقابل خيال نيرومند و چالاك بايستم ، آن خيال هم مادرى دارد و از اين سفارشات به او كرده است .
تلقين كنندهء شيطان و مردم يكى است ، غلبه و پيروزىها مربوط به او است ، اگر چه عددش كمتر باشد . تا اسب آرام مشيت به كدامين سوى رو نمايد - « الله الله تو هم از آن سوى باش « بار ديگر آن سؤال كننده مى گويد اگر از شدت مكر پردازى حيلهء تو را بداند و اصلًا سخنى نگويد ، چطور راز نهانى او را كشف خواهى كرد ؟ گفت : من در پيش او خاموش مى نشينم و صبر را نردبان وصول به مقصودم قرار مى دهم و به فرج نهايى مى رسم .
پايان صبر پيروزى و دنبال هر تلخى ، شكر شيرين است .