تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣١ - ٨ - مردم عامى چنين توجهى ندارند
در صورتى كه در موضوع توجه به خدا چنين تفكيك در هيچ حال و به هيچ وجه امكان ندارد ، زيرا همين كه خواستيم مثلًا بىنياز بودن او را از علت به عنوان پديدهء بازيگرى از موضوع مورد تماشا ، كه عبارتست از مفهوم موجود كامل منها نماىيم براى ما چيزى نخواهد ماند تا موضوع تماشا معرفى كنيم .
٨ - مردم عامى چنين توجهى ندارند .
اعتراض ديگرى كه بر برهان وجوبى شده است ، اين است كه اگر اين برهان واقعيت دارد و مى تواند وجود خدا را اثبات نمايد چرا در دورانهاى گذشته نه تنها مردم عامى ، بلكه مردم متفكر نيز متوجه اين برهان نبودهاند ؟ مى گوييم اولًا - ما به هيچ وجه نمى توانيم افكار مردم دورانهاى گذشته را دقيقاً تشخيص بدهيم كه آيا آنان نيز مانند ما مى توانستند اين برهان را در ذهن خود تحليل و تصديق نمايند ، بلكه مى توان گفت كه چون توجه به خدا به شكل مزبور احتياج بدرك مفاهيم عالى فلسفى ندارد لذا تمام يا اغلب آنان كه در بارهء خدا چنين توجهى داشتهاند مى توانستند از آن مفهوم كامل وجود او را اثبات نمايند ، اگر چه مانند ما در اين دوران كه قدرت استدلال و تحليل يك موضوع ساده را به حقايق و مفاهيم بغرنج و بر پيچ و خم داريم ، نبودهاند . خلاصه نمى توان گفت كه فقط اين فلاسفه و متفكرين دوران تكامل يافتهاند كه مزهء اين برهان را چشيده اندو هيچ انسانى نمى تواند اين برهان را درك كند . اين كه آنان نمى توانند در باره اين برهان مانند خود دكارت و كسانى كه پيش و پس از آن آمده و در باره اين برهان كوششها نموده آن را در قالبهاى مفاهيم و اصول فلسفى عالى بيان نمودهاند توضيحاتى بدهند ، دليل اين نيست كه آنان مغز اين برهان را در نيافتهاند ، زيرا اولا در بارهء لذت و الم نيز نه فقط مردم عامى نمى توانند . تصوير مفهومى به دست بدهند و فقط آنها را در مى يابند ، بلكه حتى بزرگترين متفكر هم نمى تواند لذت يا درد را مانند يك نمود فيزيكى براى ما نقاشى نمايد .
اين برهان هم چنين است ، يعنى ممكن است همه يا اكثر مردمى كه داراى