تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٩٠ - تفسير ابيات
وام دار را تكميل كنيم . آن غريب وام دار در درد فراق آن محتسب عاقل گريه ها كرد و ناله ها نمود . گريه ها و ناله هاى او در شهر زبانزد خاص و عام گشت و مددكار شهر كه اموال خيريه را به بىنوايان مى رسانيد ، از ديد آن وام دار رنجور شد .
مددكار براى دريافت احسان مردم همهء شهر را مى گشت و سرگذشت او را به اين و آن مى گفت ، ولى از آن همه تلاش چيزى به دست نياورد ، مگر صد دينار .
مدد كار شهر آمد و دستش را گرفته و او را به سر گور آن مردم كريم برد و رو به فقير وام دار نموده و گفت : هنگامى كه توفيق ربانى شامل حال بندهاى شود و مهمانى فرخندهاى نمايد ، آنان كه از خوان نعمت آن بنده برخوردار شدهاند ، مال خود را در راه آن بنده ايثار كنند و جان در راه مقامش ارزانى بدارند . شكر آن بندهء مهمان نواز شكرگزارى به خدا است كه توفيقش را شامل حال آن بنده فرموده است . كسى كه سپاس چنان بنده را ترك كند ، سپاس خدا را ترك كرده است زيرا بدون شك حق آن بنده پيوسته به حق الهى است .
در آن هنگام كه شكر خدا را در مقابل نعمتهايش ادا مى كنى ، شكر گذار آن خواجه هم باش كه نعمت الهى با دست او به طرف تو سرازير گشته است . اگر چه مهر و محبت مادرى از خدا است ، ولى خدمت به او نيز واجب و شايسته است .
به همين جهت بود كه خداوند در قرآن مجيد دستور مى دهد كه به پيامبر اكرم هم كه وسيلهء بر طرف كننده احتياجات است ، درود فرستاده شود .
در روز رستاخيز خداوند خواهد فرمود : كه اى بندهء من ، در مقابل آن چه كه به تو داده بودم ، چه كردى ؟ بنده پاسخ مى دهد كه خداوندا ؟ شكر نعمتهاى تو را از جان و دل ادا كردم ، زيرا تو بودى كه اصل و منبع همهء روزى و نعمتها بودى
((٣٢٦١)) گويدش حق نه ، نكردى شكر من چون نكردى شكر آن اكرام و فن