تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٩٤ - ارزيابى فعاليت مثبت خود خواهان
مربوطه اش به طور ضرورت جبرى مى آيد ، داراى ارزش مى شود ؟ آيا تنها مفيديت مى تواند ملاك ارزش بوده باشد ؟ آيا ارزش عبارت است از آن چه كه مورد مى خواهم انسانها است به طور عموم ؟ . . . به نظر مى رسد ارزش يك معناى عمومى دارد كه با نظر به احتياج و تجملات انسانها بيان مى شود و به طور كلى هر چيزى كه به نفع بشرى باشد چه شخصى و چه نوعى و خواه مربوط به آماده كردن امكانات باشد يا مربوط به توجيه وضع موجود داراى مصداق يا نوعى از ارزش است ، ولى اين مفهوم بسيار عمومى در روش تحليل حقيقتها چندان مفيد به نظر نمى رسد ، زيرا اگر ارزش را به معناى عمومى اش منظور بداريم ، به اضافهء كلافه شدن در موضع گيرىهاى مخصوص به شخص ارزياب و نسبيت خود موضوعات مورد ارزش ، هرگز نخواهيم توانست ميان ارزش براى انسان و ارزش فى نفسه را تفكيك و از ارزش براى انسان بهره بردارى كنيم .
سقوط يك قطعهء بزرگى از كوه كه سنگى را از جلو منبع آب بر كنار مى كند و چشمه سار قابل بهره بردارى را براى انسان به جريان مى اندازد ، چگونه مى توان با فداكارى اختيارى يك انسان در راه پيش برد اجتماعى يكى دانسته و هر دو را در قالب كلمهء ارزش بيان كرد .
يك انسان به جهت ضربهء روانى از جاى خود بر مى خيزد و تنها به انگيزگى انتقام جوئى وضعى را دگرگون مى كند و عواملى كه به هيچ وجه در اختيار و حوزهء شخصيت او نيستند وضع بهترى را به وجود مى آورند ، با كدامين معناى ارزش قابل تفسير و توجيه مى گردد ؟ بردن ثروت كلان يا مقام و شهرت اجتماعى و اقليمى و جهانى موجب مى شود كه عالى جناب دانشمند لباس كار مى پوشد و شب و روز خود را در آزمايشگاه به كار مى برد و دوايى را براى دردى كشف مى كند ، يا سقوط بهمن كه موجب باز شدن منبع آب مى شود چه تفاوتى دارد ؟ اما ارزش را بهر معنايى كه باشد و هر گونه مطلوبيتى كه آن معانى داشته باشند ،