تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٤ - مطلب سوم - تبديل كميت به كيفيت
كيفيت مى گردد . اين صورت را بايستى دقيقتر بتوانيم مورد بررسى قرار بدهيم . مسلم است كه كميت تحقق يافته در جهان عينى ، حاملى به نام ماده را نيازمند است كه كميت روى آن عينيت بتواند عينيت و نمود پيدا كند ، مانند يك كيلو گرم سيب ، ده متر پارچه ، صد درخت . . . و ساير مقياسات دقيق مانند وزن اتمى و غير ذلك . و نيز جاى ترديد نيست كه هيچ مادهاى در جهان عينى خالى از كيفيتهاى اوليه و كيفيتهاى ثانويه نمى باشد ( كيفيات اوليه آن نمودها است كه ظهورش وابسته به ادراك كننده و كيفيات ثانويه نمودهاى فى نفسه است كه همهء اجسام تحقق يافته در جهان عينى دارا مى باشد و ممكن است اصطلاح كيفيتهاى اوليه و كيفيتهاى ثانويه را از نظر تعريف بالعكس منظور نماىيم . ) و بهر حال تبديل كميت به كيفيت در يكى از دو صورت انجام مى گيرد :
صورت يكم - كميتهاى عينى كه خود داراى كيفيت معينى هستند ، به كيفيت ديگرى تبديل مى گردند ، مانند تبدل مقدارى از دو عنصر اكسيژن و هيدروژن به مادهء آب . در اين صورت خصوصيت دو عنصر مزبور در به وجود آوردن آب به طور قطع ضرورت دارد ، زيرا هيچ كميتى بدون خاصيت اكسيژنى و هيدروژنى نمى تواند به كيفيت آب تبديل شود .
اين صورت در امثال تبديلات شيميايى كه كيفيتهاى مخصوصى را در بر مى گيرد ، جريان دارد . اين نوع تبدلها را جلال الدين بارها در كتاب مثنوى مطرح كرده است :
از زراعت خاكها سنبل شده داروى مو كرده مو را سلسله آن نكاح زن عرض بد شد فنا جوهر فرزند شد حاصل ز ما جفت كردن اسب و اشتر را عرض جوهر كرّه به زاييدن غرض هست آن بستان نشاندن هم عرض گشت جوهر ميوه اش اينك غرض
اگر چه در اين ابيات تبدل اعراض به حقايق ديگر مطرح شده است ، ولى چون اين يك معناى عمومى است ، لذا شامل همهء اقسام عرضها و كارهاى طبيعى و انسانى است كه صورت مى گيرد . مانند افزايش آبيارى تدريجى دانه هاى گندم و