تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٢٢ - تفسير ابيات
و بالعكس نقل و انتقالات و تجزيه و تركيبهاى متنوعى در محتويات سه قلمرو فوق انجام گرفته است .
اين چه پديده ايست ؟ آيا مى توان اين پديدهء شگفت انگيز را با اصول علمى و قابل درك مورد تحقيق قرار داده و براى بهره بردارى انسانها آماده ساخت ؟ از طرف ديگر آيا رؤياهايى كه به طور خيلى فراوان رويدادهاى آينده را نشان دادهاند ، نمى تواند يك بعد ديگرى بر چند بعد انسان بيافزايد ؟ نكند ما هر بامداد يك انسان تازهاى هستيم در زمينهء موجوديت پيشين خود .
تفسير ابيات آن فقير گنج طلب به مناجات با خدا پرداخت و گفت : اى خداى من ، اى داناى همهء رازها ، من براى پيدا كردن گنج ياوه تازه ها كردم و گول شيطان حرص و آز را خوردم كه مرا بدون شكيبايى و آرامى به شتاب و دويدن وا داشت . من از ديگر روزگاران لقمهاى نيندوختم و نصيبى جز سياه كردن دست و سوزانيدن دهان بر نداشتم . هيچ با خويشتن نگفتم : حالا كه من در بارهء اين گنج روشنايى و يقين ندارم بايد ، گشودن اين گره را از آن گره زن و گره گشا بخواهم . برو گره گفتار حق را با گفتار خود حق باز و تفسير كن ، اى ياوه گو ، دست از آن همه ژاژ خايىها و بىهوده گويىها بردار . و يقيناً بدان -
((٢٢٩٣)) آن گره كاو زد هم او بگشايدش مهره كاو انداخت او بربايدش
اين سخن را كه آسان مى نمايد ، به اين آسانىها هم تلقى مكن ، سخنان از رموز معارف لدنى است .
فقير در مناجاتش مى گويد : پروردگارا ، از اين شتاب ساده لوحانه توبه كردم ، حال كه درهاى مطلوبم را برويم تو بستهاى ، هم تو با دست عنايت ربانيت درهاى مطلوبم را بگشا .
من بار ديگر بر مى گردم و همان خرقهء هميشگى را مى پوشم و دست بدعا