تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٧ - آيه
((٣٢٠٩)) نان چو اطلاق آورد اى مهربان نان چرا مى خوانيش محموده خوان
((٣٢١٠)) خاك ره چون چشم روشن كرد و جان خاك ره را سرمه بين و سرمه دان
((٣٢١١)) چون ز روى اين زمين تابد شروق من چرا بالا كنم رو در عيوق
((٣٢١٢)) شد فنا هستش مخوان اى چشم شوخ در چنين جو خشك كى ماند كلوخ
((٣٢١٣)) پيش اين خورشيد كى تابد هلال با چنين رستم چه باشد زور زال
((٣٢١٤)) طالب است و غالب است آن كردگار تا ز هستىها برآرد او دمار
((٣٢١٥)) دو مگوى و دو مدان و دو مخوان بنده را در خواجهء خود محو دان
((٣٢١٦)) خواجه هم در نور خواجه آفرين فانى است و مرده و مات و دفين
((٣٢١٧)) چون جدا بينى ز حق اين خواجه را گم كنى هم متن و هم ديباچه را
((٣٢١٨)) چشم دل را هين گذاره كن ز طين آن يكى قبله است دو قبله مبين
((٣٢١٩)) چون دوديدى ماندى از هر دو طرف آتشى در خف فتاد و رفت خف
آيه « ثُمَّ اَلَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ ٦ : ١ » (١) ( سپس كسانى كه به پروردگارشان كفر ورزيدند ، از حق بر مى گردند ) .
« فَقَدْ كَذَّبُوا بِالْحَقِّ لَمَّا جاءَهُمْ ٦ : ٥ » (٢) ( به تحقيق حق را كه به آنان روى آورده بود تكذيب كردند ) .
« وَما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلكِنَّ الله رَمى ٨ : ١٧ » (٣) ( تو نبودى كه آن مشت ريگ را به كفار انداختى ، بلكه خدا بود ) .
« وَما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ ٢١ : ١٠٧ » (٤) ( و ما تو را نفرستاديم مگر رحمتى براى عالميان . )
(١) سوره الانعام ، آيهء ١ . .
(٢) سوره الانعام ، آيهء ٥ . .
(٣) سوره الانفال ، آيهء ١٧ . .
(٤) سوره الانبياء ، آيهء ١٠٧ . .