تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٣٤ - نامهاى تابعين كه داستان غدير را نقل كردهاند
علي عليه السلام را به مردم نشان داده و گفته است : « جبرئيل از طرف پروردگارم به من دستور داده است كه در اين جايگاه كه جمعيت انبوهى از مردم حاضرند ، بايستم و بهر سفيد و سياه اعلام كنم كه على بن ابى طالب برادر و وصى و خليفه و پيشواى مسلمين بعد از من مى باشد . . . محكمات قرآن را بفهميد و در متشابهاتش سر گردان نشويد ، اين قرآن را ( يا متشابهاتش را ) كسى پس از من تفسير نخواهد كرد مگر اين شخص كه از دستش گرفته و بازويش را بلند كردهام .
« من كنت مولاه فهذا على مولاه » ( هر كس من مولاى او هستم ، على مولاى اوست ) . . . [١] در جملهء فوق ( من كنت مولاه . . . ( عدهاى از گذشتگان كه به قول جلال الدين مغز با عظمتشان را در باز كردن و بستن و دوباره باز كردن و بستن گره مستهلك مى سازند كلمهء مولا را مانند جنازهء بىصاحب به اين گورستان و به آن خرابه كشانيده و با اين بلا تكليفى محصول داستان غدير را به شكل يك حادثهء خنده آور در آوردهاند .
تا كنون بيست و هفت معنى براى مولا پيدا كردهاند كه مقصود از جملهء فوق براى ابد در تاريكى محض فرو رود گفتهاند مولا به معانى ذيل آمده است :
١ - خدا ٢ - عمو ٣ - پسر عمو ٤ - پسر ٥ - پسر خواهر ٦ - آزاد كنندهء برده ٧ - بردهء آزاد شده ٨ - برده ٩ - مالك - ١٠ پيرو ١١ - كسى كه به او نعمت داده شده است ١٢ - شريك ١٣ - هم پيمان ١٤ - رفيق ١٥ - همسايه ١٦ - كسى كه به جايى وارد شده باشد ١٧ - داماد ١٨ - نزديك ١٩ - سر دهندهء نعمت ٢٠ - كسى كه مرده يا مفقود شده است ٢١ - ولى ٢٢ - كسى كه به چيزى از همه شايسته تر است ٢٣ - شريف و آقا نه خصوص مالك و آزاد كنندهء برده ٢٤ - دوست ٢٥ - ياور ٢٦ - متصرف در امر ٢٧ - متولى امر . [٢]
[١] ابو جعفر محمد بن جرير طبرى در كتاب ولايت از زيد بن ارقم به نقل از علامهء فقيد شيخ عبد الحسين امينى در كتاب الغدير ، ج ١ ص ٢١٤ . .
[٢] الغدير ، ج ١ ص ٣٦٢ و ٣٦٣ . .