تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٣٥ - نامهاى تابعين كه داستان غدير را نقل كردهاند
از شمارهء ١ - تا شمارهء ١٢ يا از نظر عقلى و يا از نظر جريان خارجى براى تفسير كلمهء مولا در جملهء فوق كاملًا نامفهوم است .
١٣ ( هم پيمان ) حقيقتى نيست كه در بارهء خود پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله واقعيت داشته باشد ، زيرا پيامبر جز بيعت الهى و پيمان اسلامى با كسى پيمان ديگر ( كه در ميان عرب آن روز رسم بوده ) نبسته بود . و پيمان الهى كه به وسيلهء بيعت با پيامبر صورت گرفته بود ، اختصاص به علي عليه السلام نداشت . بلكه تمام مسلمانان آن روز با پيامبر هم پيمان بودند .
از شمارهء ١٤ تا ٢٠ همان اشكال كه در شماره هاى اولى گفتيم وجود دارد .
شمارهء ٢١ مبهم يا داراى يك معناى عمومى است .
شمارهء ٢٣ ( آقا ) باز يك معناى عمومى عرفى است كه با نظر به اهميت حادثه مورد احتمال نيست .
شمارهء ٢٤ و ٢٥ ( دوست و ياور ) نيز نمى تواند مقصود پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله بوده باشد ، زيرا قرآن مجيد بالاتر از دو پديدهء دوستى و ياورى را با بيانات گوناگون مانند « المؤمنون اخوه » بيان نموده است .
اگر پيامبر اكرم در آن حادثه عجيب كه ده ها هزار نفر را در زير آفتاب سوزان عربستان معطل كرده و دستور اكيد صادر كند كه كسى حركت نكند .
خدا را گواه گرفته و توصيه هاى نهايى خود را به وسيلهء آن اشخاص به گوش تمام قرون و اعصار آينده مى رساند و مولويت على را مانند با اهميتترين مادهء توصيه هايش اعلام مى كند ، آيا پيامبر با اين وضع مى خواست در بارهء على عليه السلام چيزى بگويد كه قرآن شديدتر و با اهميتتر از آن را در بارهء همهء مردم با ايمان گفته است ؟ پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در بارهء علي عليه السلام پيش از حادثهء غدير آن مطالب عالى را گفته بود كه دوستى و ياورى در مقابل آنها هيچ اهميتى ندارد .
مانند « يا على انت منى به منزله هارون من موسى الا انه لا نبى بعدى »