تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٧٤ - در بيان حديث الصدق طمأنينة و الكذب ريبة
به غذا مى كنى . هر كس كه درد گرسنگىاش نقد و تجديد شود ، همهء اجزاء بدنش نو و تازه مى شود .
لذت واقعى از مصاحبت و نياز به مصاحبت است نه صرفا از حرفهاى تازه و غير تكرارى چنانكه در حال گرسنگى نان جوين از شكر لذت بارتر است . پس اين ملالت خاطر از سيرى و تخمه بودن است ، نه از تكرار كلام .
چطور شده است كه از دكان و معامله گرى و كم دادن قيمت كالا و قيل و قال و فريب دادن مردم ملول نمى شوى و از غيبت كردن و شصت سال خوردن گوشت مردمان سير نمى گردى و در بارهء شكار فرج زنان بدون ملالت از تكرارش مدحها مى گويى و هر بار كه صحبت مى كنى از گذشته گرمتر و چالاكتر مى شوى در اين اصل اساسى بيانديش كه هر دردى داروى كهنه را نو مى نمايد و هر شاخ ملول را مى برد و بار ديگر مى آرايد .
دردها كيمياى نو شدنها است . آنجا كه دردى باشد ملالت و كهنه گى محلى ندارد .
از ملولى آه سرد بر مياور و « درد جو و درد جو و درد درد » . پيشروان دروغين دردها را فريب مى دهند و درمانهاى ياوهاى به آن دردها هستند . آنان مانند باج گيران راهزن و زر ستاناند . آب شور سوز عطشان را درمان نمى كند اگر چه وقت آشاميدن خنك و خوش و گوارا بنمايد ، اما آن خنكى و گوارايى آب شور تشنه را فريب مى دهد و نمى گذارد آب شيرين را كه صدها سبزى از آن مى رويد جستجو كند . -
((٤٣٠٨)) همچنين هر زر قلبى مانع است از شناس زرّ خوش هر جا كه هست
بال و پر تو را با تزوير و عكس پردازىها مى برد كه اى مريد ، بيا مراد تو منم و دردهاى تو را مرتفع خواهم كرد ، ولى درد حقيقى تو خود او است . صورتش گل و باطنش خار است -
((٤٣١١)) روز درمان دروغين مى گريز تا شود دردت مصيب و مشك بيز