تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٢٧ - مولاى حقيقى خدا است كه توانسته است پيامبران را از زنجير گران بار خود طبيعى رها كند و آنها را به منصب مولايى برساند
لذا مى توانيم بگوييم : آزادى در طبيعت امكان پذير نيست ، بلكه آزادى را بايد تحصيل كرد .
اما هر اندازه هم كه بتوانيم نيروى آزادى را در درون خويشتن تقويت كنيم ، باز از آن جهت كه جزئى از اجزاى طبيعت هستيم ، و روح ما در مقابل قوانين و پديده هاى طبيعت تاثر مى پذيرد ، هرگز به آزادى مطلق دست نخواهيم يافت ، بنا بر اين اگر بتوانيم موقعيت رهبرى به انسانها پيدا كنيم و در رسانيدن آنها به آزادى اثرى داشته باشيم ، نمى توانيم جز مقدار محدودى از آزادى به آنها ببخشيم .
آزادى مطلق از آن خدا است و تا كسى از جبر طبيعت و آزادى طبيعى محدود رها نشود ، نمى تواند شايستگى پذيرش نمونهاى از آزادى مطلق خداوندى را دارا شود .
ابراهيم خليل عليه السلام نمونهاى از آزادى مطلق را از پروردگارش دريافته بود . اين دريافت پس از :
« و إذ ابتلى ابراهيم ربه بكلمات فأتمهن قال انى جاعلك للناس اماما » ( وقتى كه خداى ابراهيم با دستوراتى ابراهيم را آزمايش كرد و او از عهده ى آزمايش به طور كامل بر آمد ، در نتيجه خدا فرمود : تو را پيشواى مردم قرار مى دهم ) ابراهيم اموالش را در راه خدا داده از وطن آواره گشته با تمام افراد و گروههاى جامعه خود به تنهايى به مبارزه برخاسته ، بالاخره بنا بفرمان خداوندى پسر نازنينش را هم در راه خدا به زمين خوابانيد كه او را ذبح كند . به اضافهء پرستشهاى خالصانهء ابراهيم . همهء اينها زمينهء پذيرش نمونهء آزادى مطلق را در ابراهيم عليه السلام فراهم ساخت .
و همچنين ساير پيامبران الهى . از مجموع ملاحظات مربوطه ، به اين نتيجهء قطعى مى رسيم كه چون پيامبران مى خواستند نعمت عظماى آزادى انسانى را كه ما فوق آزادى معمولى طبيعى است به انسانها بدهند ، مى بايست خود آنان از نعمت