تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٢٣ - تفسير ابيات
پاسخ داد : ناطقهء تند و سبك بالم ، حال از كار افتاده و مانند شير راهرو در اينجا خوابيد . ديگر تا روز رستاخيز با كسى سخن نخواهد گفت -
((٤٩٢٣)) هست باقى شرح اين ليكن درون بسته شد ديگر نمى آيد برون
((٤٩٢٤)) وقت رحلت آمد و جستن ز جو كل شيء هالك الا وجهه
((٤٩٢٥)) باقى اين گفته آيد بىزبان در دل آن كس كه دارد زنده جان
((٤٩٢٦)) گفت گو آخر رسيد و عمر هم مژده كامد وقت كز غم وا رهم
و در جهان جان جولانها كنم و از نم ناچيز بگذرم و در درياها فرو روم حمد و سپاس بىكران مر خدا را كه توفيقش را شامل حالم فرمود كه در حدود ده سال از عمرم را در نيت كمك به خدمت گذاران فرهنگ سازندهء بشرى - الهى گذرانم و مقدمهاى بر نوع خاصى از فهم مثنوى نوشتم .
اميدوارم فضلا و دانشورانى كه سر و كار با انسان خواهند داشت . در اين راه قدمهاى عالىتر و شايسته ترى را بردارند و دين خود را به فرهنگ بشرى - الهى ايفا نمايند . خداوندا -
گر خطا گفتيم اصلاحش تو كن مصلحى تو اى سلطان سخن كيميا دارى كه تبديلش كنى گر چه جوى خون بود نيلش كنى اين چنين ميناگرىها كار توست وين چنين اكسيرها زاسرار توست
به تاريخ روز چهار شنبه ٢١ اسفند ماه ١٣٥٣ شمسى مطابق ٢٨ صفر ١٣٩٥ قمرى پايان يافت .